امير اسعد اجاره داد . قريب ده بار هم اليجههاى ابريشمى و چادرشبهاى ابريشمى سواى قند و گوسفند و غيره تعارفات دادند . جواهر و طلاآلات و مقدارى هم از پول نقد مادرش را گرفت ، تتمه را از املاك و خانه و ساير مخلفه به عيال خودش خواهر مسعود الملك سپرده ، شش هزار تومان هم به آقا سيد علينقى مجتهد براى صوم و صلوة و حج والدهاش داد . از قرار خبرى كه رسيده چند نفرى از كسان سالار الدوله تنكابون نزد امير اسعد آمدهاند و مذاكرات آنها مخفى است . خود سالار الدوله يا مازندران يا بندر جز است . كسانش تا نور و كجور هستند .
اجارهء اندج
جمعه 16 - دهات اندج ناحيه را دو ساله به يك مبلغ كمى باز رعايا اجاره كردند .
محض استحكام امر وكالتنامچه طرفين داديم عدليه قزوين تمبر كند . فيشانيها نه اجاره مىكنند نه بر سر قول خود ايستادهاند كه زرع نمىكنيم . سيد بزرگ مانع كلى كلى است .
وركيها كه سالى سى تومان مىدهند در صورتى كه يك نصف پيچبن كه مرتع آنهاست امير اسعد سيصد تومان اجاره دريافت مىكند . خيال دارند براى اين سى تومان مسكين هم بازى درآرند . بالاروچ اجارهاش منقضى شده اما جلو نمىآيند . جيرينده و كلانريزهخان وركيها شدهاند . آتان تمام جنس پارسالش مانده به علاوه قريب سيصد تومان از انبار گندم و جو بردهاند بهقدر دويست تومان روغن فروختهاند . نقد و جنس و سرباز امسال و اجاره امسال هم علاوه آن مىشود كه من اميد وصول هيچيك از آنها را ندارم .
تقى دختر سيد مهدى جيريندهى را عقد كرده بى جا مبلغى هم پول داد شبها آنجا مىرود . حسنى دخترى زائيده است .
پول براى عروسى قمر الدوله
جمادى الثانيه - ابراهيم كه مدتى بود شهر رفته بود امروز آمد با مكتوبات و روزنامهء زياد . اما شيخنا احمق شده هرقدرهم مىخواهم جهت آن را بدانم ممكن نمىشود . هر چه بنويسى ، هرچه بخواهى تمام ضد يكديگر است . تمام مخالف هم . مكتوبات تازهاى نداشت الّا اينكه براى عاليجاه قمر الدوله پول خواسته بودند كه اين صحيح نيست شما چيزى ندهيد . باوجود آنكه خيلى پول برايش آوردهاند . چون آدمى باز شهر مىرفت دويست تومان از منافع كشمرز داشتم حواله دادم و نوشتم مرا ديگر به امام رضاى غريب ببخشيد . تهيهء جهيز را همشيره شاهزاده افخم الملك مىكند . پول خدمت آقاى