عماد السلطنه است . كاغذى هم براى قونسلگرى نوشتم تا از افساد نهانى الموتى مسبوق شود بلكه مأمور و مصدق روانه كند كه امكان ندارد .
روزنامه آفتاب - استعداد علاء السلطنه
اما روزنامهجات . روزنامهء « آفتاب » خوب روزنامهاى است . مقالات سودمند دارد .
زبانش شيرين و مؤدب و ملايم است ، جز آنكه در ذكر فضائل كابينه خيلىخيلى افراط مىكند و حال آنكه جز چهار نفر در اين كابينه ما آدم كافى كاركن سراغ نداريم .
عين الدوله است كه همهجا حضرت اقدس ارفع و الا مىنويسد . مستشار الدوله ، وثوق الدوله و قوام السلطنه . مشير الدوله فرنگ رفت . مؤتمن الملك كناره كرد . در فضائل و مناقب هوش و ذكاوت آقاى علاء السلطنه رئيس الوزراء همين بس كه هجده سال تفليس ماند پانزده سال لندن چهار كلمهء روسى ، سه كلمه انگليسى بلد نيست حرف بزند .
مستوفى الممالك هم بيكارهتر از او فقط شكارچى قابل و تيرانداز بىبدلى است . فعلا كابينهء ما به كاكل آن چهار نفر در گردش است و از عين الدوله بسياربسيار تعريف هم مىكنند و رضايت كامل دارند .
سفرنامهء نجم الدوله
از مقالات سودمند اين روزنامه سواى آنچه در سياسيات بينالملل مىنويسد يكى سفرنامهء مرحوم ميرزا عبد الغفار خان نجم الدوله « 1 » است به حكم ناصر الدين شاه به عربستان و تفصيل بستن سد اهواز كه اصل دستخط ناصر الدين شاه است و شرح آنچه نجم الدوله نوشته . ديگرى پيشبينىهاى سلطان عبد الحميد است كه صاحب مجلهء « بر نينوا نرود سود » كه پرفسور لوئى استس آلمانى باشد به دست آورده و ترجمهء آن در « آفتاب » نوشته مىشود و آنچه امروز به سر دولت عثمانى آمده در آنجا ذكر است و شايد بعضى مصائب ديگر هم كه به سر آن دولت بيايد منبعد در اين روزنامه قرائت شود . عجب پادشاه آگاه بصير خوبى بوده است و هم او بود كه عثمانى را نگاه داشته بود چنانچه به دو سال پس از خلع او حالت عثمانى را به چشم مىبينيم .
هامش
( 1 ) - سهو القلم از مؤلف است . لقب عبد الغفار خان هنگام اين سفر نجم الملك بود . سفرنامه او در 1341 شمسى به كوشش آقاى دكتر محمد دبير سياقى چاپ شده است . ( مسعود سالور )