امنيت راهها - كلنل يالمارسن
كلنل يالمارسن سوئدى با پانصد نفر ژاندارم و چند عرابه توپ به سمت فارس حركت كرد . دستهء پانصد نفرى ديگرى هم متعاقب او مىروند . سفر كلنل تا بندر بوشهر خواهد بود ، مراجعت از راه عربستان لرستان و كرمانشاهان بلكه انشاء اللّه اين طريق را امن كند . اما هرجا به محض ورود او اشرار در كوهستان و صحارى مخفى مىشوند ، بعد از رد شدن او به جان عابر السبيل و مردم مىافتند . تا قوهء ثابتى نباشد امنيت طريق غيرممكن است . حالا روزنامهنويس « ايران كنونى » به يك آبوتاب و شدّ و مدّى حركت او را مىنويسد كه از سپاه بلغار در فتح ادرنه روزنامه بلغار ننوشته ، مىنويسد اردوى تاريخى مهيب فراموشنشدنى چه و چه . كلنل با وزير مختار فرانسه يكى دو روز بعد با اتومبيل حركت كردهاند . حالا اين لفظ اتومبيل را چند جا مىنويسد و چه اهميتى مىخواهد به اين اتومبيل بدهد . بايد روزنامه را خواند .
پليس تهران
پليس طهران را هم به دست صاحبمنصبان سوئدى كه تازه براى همين كار آمدهاند دادند . اينها هرشرايطى ميل دارند و هراختيارى را كه مايلند نوشته و از اين حسن ظن بى جا كه به اينها دارند فورا وزراى ما امضاء مىكنند . و اين هم دور نيست در آخر اسباب زحمتى مثل حكايت شوستر و اختيار تام او بشود . يك وقت سوئديها مبدل به انگليسى يا روسى شوند و ديگر نتوانند فسخ آن شرايط را بكنند ، مثل اينكه دربارهء مرنارد نتوانستند . اگر روز اول مجلس شوراى ما مآلانديش بود و به همان حسن ظن شوستر و اينكه امريكائى است قناعت نمىكرد امروز نمىتوانستند بگويند چرا بايد مرنارد را كم از ديگرى دانست و يا بستگى به ما را مانع كار و اين بر خلاف دوستى و نزاكتى است .
ناچار شدند همانطور كه ماليه را به شوستر واگذار كرده بودند به مرنارد كه روس است واگذار كنند .
سوئديها
در مسئله سوئديها هم همينطور مىبايست ملاحظهء آتيه را كرد . يك مرتبه كار اينها هم مثل كار شوستر شد ديگر مىتوانند به آن شرايط ندهند ، لا و اللّه . بين وزراى ما هم باز شكرآب است . مشير الدوله مىخواهد فرنگستان برود . مؤتمن الملك كه از اول قبول وزارت نمىكرد حالا استعفا مىدهد . نزديك است اين كابينه كه روزنامهنويس به مقام