مهمانى وداع
شب دوشنبه 19 صفر - امشب مهمانى وداع من در قنسولگرى بود . كاپيتان سابق الذكر كه مقارن رفتن من به طهران او هم به روسيه و شهر ولادى قفقاز موطن خودش رفته بود مراجعت [ كرد ] و امشب مهمان بود . كارگزار سابق و يك صاحبمنصب ديگر با دكتر بودند . گرامافن قونسل خيلى صفحه دارد ، اما بيشتر روسى است و هيچ ملتفت نمىشويم . غذاها امشب خوب نبود مگر ماهى آزاد . روسها سر ميز سيگارد مىكشند حتى در آن مهمانى رسمى و رعايت خانمها را هم نمىكردند . از بقيهء شامپاين روز عيد به ما خيلى دادند .
تملقهاى ضياء الدوله
چهارشنبه 21 صفر - با رفعت السلطان به وداع حاكم رفتم . اين ضياء الدوله وقتى كه عماد السلطنه ملاير و من حاكم نهاوند بودم خازن غلهء آنجا بود و هزار تعظيم به ما دو نفر زيادتر كرده اما زرنگ و كارآمد است كه حاليه به اين درجه رسيده . چون باغ ضيائيه مرحوم شاهزاده ضياء الدوله را در سمنان خريده خيلى مايل آن لقب بود . تا بعد از مرحوم شدن امان اللّه ميرزا ضياء الدوله به اين آرزو نايل شد . خيلى پذيرائى چرب و نرمى از من كرد .
تملقهاى فرمانفرما
صحبت از فرمانفرما شد گفت من همهچيز شاهزاده را مىپسندم الّا تملقهاى بىموقع [ و ] بيجاى او را كه به جاى امتنان طرف توليد كراهت مىكند . وقتى كه همدان مىرفت جنرال ميل كرد قشون او را ديدار كند . او هم دعوت كرد جنرال و قونسل و تمام صاحبمنصبان بودند . جنرال و قونسل و رئيس قزاق نطقى كردند تمجيد از فرمانفرما و سفارشات در عزم و رشادت افراد سپاه . آنوقت كه بناى دفيله شد هردسته از چريك و نظام ولو پنج نفر باشد كه مىخواست از جلوى چادر بگذرد فرمانفرما از توى چادر دواندوان مىرفت به سمت آنها و مىگفت هورا هورا هورا و به آنها هم ياد داده بود كه صدا به هورا بلند مىكردند . اين عمل صد مرتبه تكرار يافت . آخر من دست شاهزاده را گرفتم و گفتم حضرت و الا اگرچه گستاخى است اما تملق اندازه دارد . هورا كشيدن قاعده دارد . گفت آخر اينها به من خيلى محبت كردند . گفتم بله اما شما هم از آن بيشتر تملق گفتيد . هورا يك مرتبه ، دو مرتبه ، پنجاه مرتبه . آخر يك مليان هورا دو مليان هورا كه