تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3845

مساهمون:

ص٣٨٤٥

شعور پليس روسى

آن‌وقت گفت چند روز است اين پليسهاى شما جلوى منزل من مشق مىكنند و خيلى خوب و زود ياد مىگيرند . ما وقتى كه سرباز جديد مىآورند يك پاى او را كاه مىبنديم يكى علف ، تا چپ و راست پاى خود را از روى كاه و سبزى علف بفهمد . آن‌قدر كودن مىباشند اما ايرانيها اين‌طور نيستند .

هفت ليوان چاى و حل مطالب

عصر قونسلخانه رفتم جوياى مطالب من شد . گفتم آنقدرها زياد نيست . امير اسعد ميل دارد رودبار اقامت كند ، اقتدار السلطنه هم تنكابون است . من بين اين دو برادر مثل بين دو سنگ آسيا نرم خواهم شد . فقط سفارش به هريك بفرمائيد . ( مسعود الملك در طهران مرحوم شده امير اسعد طهران رفته . اما گفتند خيلى زود مراجعت خواهد كرد ) . گفت انشاء اللّه . مطلب ديگر ديهء قتل موسى است كه على شير اگر نيست ، املاك او هست . وانگهى حاكم او را حبس كرد ، بعد به چه علت مرخص شد . گفت خدا درجاتش را عالى كند . عالى است متعالى كند . گفتم اين دو كار كه به خوبى گذشت مطلب سوم تفنگ حيدر قلى خان است كه ژاندارمها گرفته‌اند . گفت مگر نشنيده‌ايد حمل اسلحه ممنوع است . گفتم اين هم الحمد للّه گذشت . ديگر مطلبى ندارم . گفت چاى و رم براى حضرت و الا بياوريد صحبت كنيم . خودش هفت استكان از آن بزرگها چاى خورد با يك شيشه مرباى زرشك . ساعت پنج ما را رها كرد . اين‌طور همه را سرگردان كرده‌اند و مشغول نيات خود هستند . من مىتوانستم به توسط حكومت همه كارهاى خودم را انجام بدهم چون حاليه مستقل است . ديگر آن بازيهاى سابقه نيست ، اما جرئت نمىكنم . قونسل به خودش مىگوئى آن‌طور جواب مىدهد ، به حاكم بگوئى سخت مؤاخذه مىكند . تكليف لامعلوم است .

انواع تقديمات و تعارفات

اما امروز هيچ كارى بهتر از حكومت نيست . تملق از احدى نمىگويد . اين تقديمات از قبيل خلعت بهاء ، نوروزى ، تكيه دولت ، خانهء صدر اعظم ، بارخانه ، استصوابى ، تلگرافچى ، باغ ، عكاس ، باغبان‌باشى ، سرايدارباشى و غيره و غيره . صدر اعظم منشيهاى او . تقديم شب عيد او ، رسوم حساب ، استصوابى مستوفى محل ، تقديم وزير دفتر ، تقديم وزير خزانه ، تقديم عملهء خلوت ، ناز شست شكار پلنگ ، تعارف آورندهء عكس
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3845 | قهرمان ميرزا عين السلطنه