بختياريها را كه شكست داد قريب هزار تفنگ سهتير به چنگ آورد . لرها كه براى يك قبضه از اين تفنگ جان مىدادند نظر على خان مايل شد از او بگيرد و نداد . اين كينه شد در دل نظر على خان و سپاه او به همدان كه آمدند قريب ده دوازده هزار نفر سالار الدوله از قشون خود را جواب كرد . محققا بيست و دو هزار نفر همراه برد و چنين قشونى بعد از نادر شاه در ايران حركت نكرده . در ساوه و ده باغ شاهى همين داود كلهر جماعتى از بختيارى را شكست داده آنها در يك ده محصور شدند كه شب رسيد و داود دور و اطراف ده را سوار گذاشت تا طليعهء صبح به آنها حمله آورده تمامشان را بكشد . قبل از حمله سوار نظر على خان كه به كمك مىرفت رسيد . به واسطهء همان نقار سابق بين سوار نظر على خان و سوار داود خان منازعه شد و قريب صد نفر از سوار داود خان كشته شد .
بختياريها هم از ده بيرون آمده فرار كردند . خبر به سالار الدوله دادند او با سران و سركردگان آنجا رفتند و همهچيز خود را محض اطفاء اين منازعه فراموش نمودند . تمام اين سوارها در يك نقطه مثل گلهء گوسفند جمع شدند كه يك مرتبه از بالاى تپهها شليك توپ « شنيدر » شد و چند گلولهء « شراپنل » ميان اين سوار افتاد و تركيد . اول خود سالار الدوله فرار كرد بعد سايرين . ديگر هيچجا عنان نكشيد تا همدان . خودم در مجلس سالار الدوله بودم كه نظر على خان و ساير سركردگان به او بد مىگفتند كه ما را رسوا و تمام كردى ، و الّا چه قسم ممكن بود ما شكست بخوريم . باز موثق مىگفت اگر اينها يك جا جمع نشده بودند به خط زنجير حركت مىكردند محال و ممتنع بود اينچنين قشونى شكست بخورد اما خبط كردند و آنوقت هم سالار الدوله ترسيد و الّا در چند فرسنگ فاصله مىايستاد باز همه قشون جمع مىشد .
بازگشت به الموت
پنجشنبه 22 صفر المظفر ، اول چله كوچك زمستان ، 3 ژانويه 1913 - صبح با نواب عاليه و عزيز السلطنه و همشيرهزادگان وداع كرده پنجاه تومان به نواب عاليه ، مبلغى به عزيز السلطنه و ديگران تقديم نموده سوار شدم . هوا سرد است ، همهجا برف است .
خانهء عدل الممالك جمعى براى وداع حاضر شده بودند . تا تعارفات به عمل آمد چاى صرف شد بارها از دروازه خارج شدند شش ساعت از دسته گذشت كه من از آنجا حركت كردم ، پشت به قزوين رو به الموت هى به جانب قدم .