بربادى وطن
من ميل چندانى به نوشتن اين واقعات كه بربادى وطن ما را خبر مىدهد ندارم اما محض عبرت ديگران مىنويسم تا معلوم شود به چه سهلى و آسانى از دست داديم . در اول چه حرفها مىزديم و حالا چه چيزها مىبينيم و بعدها چه خواهيم ديد .
جمعه نهم صفر ، 27 جدى - هوا سرد است ، برف است ، يخ است . اما الحمد للّه باد قاقازان نيست . من براى خود باز خيال صرفهجوئى كردم . نوشتم از الموت قاطرها را بياورند كه هنگام رفتن منتظر مال نشوم ، كرايه هم ندهم . ميرزا حسين و اسمعيل قاطرچى آمدهاند چندين روز است و تا امروز مبلغى قيمت كاه ، جو ، جيرهء نوكر دادهام . تا وقت رفتن گويا بهقدر قيمت يك قاطرى كه خيلى اعلى باشد براى من تمام مىشود . ولى هم شهر است اين هم علاوه آنها شده .
عصر زيارت آستانه شاهزاده حسين ( ع ) رفتم . تغييرى در وضع آنجا نشده . سعيد نظام ، عدل الممالك و موثق ديوان و بيگلربيگى به نوبت دعوت كردند و مهمانى خوب دادند .
شب دوشنبه 12 ، آخر جدى - كماندان به كلوپ دعوت كرده بود . حاكم و بشارت السلطنه كارگزار سابق مسيو « بيدو » رئيس ماليه بلژيكى قزوين و خمسه بودند . در اطاق ديگر روى يك ميز به ما شام دادند . بعد اوضاع بال شد به همان ترتيب تا نزديكيهاى صبح طول كشيد .
كابينهء جديد
كابينهء وزرا را به ضياء الدوله تلگراف رسمى كرده بودند از اين قرار : علاء السلطنه رئيس الوزرا - عين الدوله وزير داخله - مستوفى الممالك وزير جنگ - قوام السلطنه وزير ماليه - وثوق الدوله وزير خارجه - مشير الدوله وزير علوم و معارف - مؤتمن الملك [ وزير ] تجارت . ممتاز الدوله [ وزير ] عدليه . مستشار الدوله [ وزير ] پست و تلگراف . و حكم شده بختياريها را خلع اسلحه كنند ، ليكن آنها اعتنائى به اين حكم نكردهاند و گفتهاند از طهران هم خارج نمىشويم . خانهء ماست اگرچه من روزنامهها را گذاشتهام الموت بخوانم اما گفتند اين وزراى جديد را روزنامهء « آفتاب » به مقام الوهيت و پيغمبرى رسانيده است و حال آن سگ زرد برادر شغال است ، يا به زبان باادبتر ببر زرد برادر شير است .