تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3823

مساهمون:

ص٣٨٢٣

زيارت

شنبه - صبح پياده راه افتاديم . دم دروازهء خانىآباد باز مدتها معطل شعاع الدين ميرزا شديم . ديدم پس از سه سال باز همان عادات قديمه را دارد . ممكن نشد يك مرتبه در سر وعده حاضر شود . محمد حسين ميرزا ، حاجى آقا ، نور الدين ميرزا ، اسد اللّه ميرزا ، فرخ ميرزا همراه ما بودند . عز الممالك ، خبير همايون و سايرين از خانهء خود رفته بودند . هوا خوب بود . الاغ شعاع الدين ميرزا حمل غذا و بالاپوشها را مىكرد . در جوان‌مرد قصاب كنار نهرى ناهار خورديم . بعد دست‌نماز گرفته زيارت عاشورا و نماز زيارت كرديم . لعن و سلام را در راه گفتيم تا حضرت عبد العظيم . روضه تمام شده بود دسته‌جات رفته بودند . زيارت كرده عتبهء مقدسه را پس از سه سال زيارت كردم . عز الممالك و سايرين ديده نشدند . عصر با ماشين مراجعت شد .

مجلس يزيد براى فرنگيها

معلوم شد در شهر هنگامه بوده خصوصا حكايت آن‌كه تمام پشت‌بام سبزى ميدان را دورتادور ميز گذاشته شيرينى و شربت گذاشته . آنچه فرنگى از سفرا و غيره بوده رئيس پليس دعوت كرده دسته‌جات كه وارد مىشوند فرياد مىكنند مجلس يزيد احيا شده . اين چه اوضاعى است ! دست به سنگ و چوب مىكنند كه بر هم بزنند كه فورا فرنگيها ملتفت حكايت شده ميز و شيرينى و تنگها را برمىدارند و خودشان برخاسته تماشا مىكنند . حقيقة هيچ وقتى همچو كارى نشده بود فرنگيها تماشا مىآمدند ، عكس مىانداختند اما داخل مردم ديگر نه آن‌كه به اين ترتيب مجلس براى آنها تدارك كنند . به حق خدا تمام تقصير خود ما است ، و الّا آنها متوقع نيستند همچو تداركاتى كنيم و دعوت بگيريم ، چنانچه شب نهم شب تاسوعا عيد تولد امپراطور روس بود رسما از پطرزبورق تلگراف به سفارت و تمام قونسلگريهاى ايران شد كه جشن و مهمانى را موقوف كنند و محض احترام ايام متبركه اقدام به هيچ عيش و سرورى ننمايند . حالا ما خودمان مجلس يزيد فراهم مىكنيم و رقعهء دعوت مىفرستيم تقصير آنهاست ؟

ميرآخور مسيو كرى

باز متفرقه بنويسم . ميرزا مهدى همدانى كه نوكر ما بود و افخم الدوله آن وقتها اسب‌باز بود و اين آدم رگ خواب او را دزديده مبلغها از قبل او مىبرد تا حال هزار رنگ بيرون آمده ، از دزدى ، آدم‌كشى ، مجاهدى سالار الدوله غيره و غيره حالا مير آخور سركار