بود يك وجب خاك او را كسى نتوانست تصرف كند . سه سال است خارج شده ديگر از عثمانى چيزى باقى نمانده . وقتى كه از كشتى آلمان پياده شده گفته است شكر مىكنم خدا را كه فقط مسئوليت اين چند نفر زن با من است . تا در كشتى بوده همه را صحبت كرده بشاش و خندان بوده . وارد عمارت بيگلربيگى كه مىشود باز سكوت مىكند و مشغول سگها و مرغها و ساير حيوانات مىشود . حالا قدر همچو سلطانى را بايد دانست كه ابدا ثمر ندارد و عثمانى مضمحل شد و رفت .
جمعه نهم - صبح كه خدمت حضرت و الا رسيدم . الحمد للّه بهتر بودند . طبيب شراب داده و فايده كرده . غذا ميل مىكنند . اما به زور حاجى آقا باز قدرى خلوت كه شد فرمايشات فرمودند كه عماد السلطنه مىداند از او جويا شو ، مبادا از آنچه تقسيم شده سر وا زنيد همه مال خودتان است . باز آدم وارد اطاق شد و تتمهء فرمايشات قطع [ شد ] اما خيلى سفارش كردند كه مبادا مبادا جائى بگوئيد و فاش شود براى من خوب نيست براى شما هم .
دسته
مسجد رفتم جمعيت زياد بود . جاى خالى نداشت . در بازار تا سبزه ميدان به قدرى جمعيت زن و مرد نشسته و ايستاده براى تماشاى دسته كه راه عبور نيست . شب تا خانههاى سادات اخوى جمعا رفتيم . هيچ شب عيدى روز جشنى آنقدر جمعيت ديده نمىشود و آنقدر خنده و هرزگى كه امشب مىشود تمام سال نمىشود . به قدرى شيرينى ، آجيل مىخوردند كه هيچ روز عيدى ديده نشده بود . زنها تمام آزاد بهعنوان روضه و چهل و يك منبر با تمام مردها صحبت مىكنند ، شوخى مىكنند ، شكر پنير مىدهند . حتى با ما كه سنمان بالا رفته . به خدا قسم با اين جوانها كه همراه من بودند اين زنها كارى كردند كه از تحرير آن من عجز دارم . حاج افخم الدوله متصل استغفر اللّه مىگفت . فردا كه عاشورا باشد از اين هنگامه بالاتر است . لهذا قرار داديم با شعاع الدين ميرزا حضرت عبد العظيم برويم .
مدارس زنانه
لباس زنها هم فرنگى شده فقط يك چارقد باقى است ، آن هم در خانوادهها كه اين هم چندى ديگر متروك مىشود . اما فواحش كلية فرنگى شدهاند يعنى صورتا نه سيرتا .
مدارس زنانه هم بسيار شده حتى جهان دختر حسنقلى هم مدرسه مىرود .