تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3825

مساهمون:

ص٣٨٢٥
غارت مردم تهيه كرده بود و همان‌طور كه به چنگ آورده بود به چنگ ديگران افتاد . تا كى مال اينها هم همان‌طور شود .

مؤيد الدولهء تازه

يكشنبه 12 محرم الحرام - باران مىآمد ، سرد شده . شاهزاده مؤيد السلطنه ديدن كرده بود . خانهء او رفتيم . مؤيد الدوله در عراق مرحوم شد لقب مؤيد الدوله را مؤيد السلطنه گرفته تبريك گفتيم . بعد شرحى از مسافرت خودش نقل كرد چهارده ماه تبعيد بود . از عتبات عاليات به شامات و بيت المقدس رفته ، خيلى از آنجاها حكايت كرد .

حرف صمصام السلطنه به سعد الدوله

بعد صحبت از سعد الدوله شد گفت روزى را كه صمصام السلطنه از او ديدن كرده بود گفته بود يا شما تعهد كنيد مملكت را امنيت بدهيد يا واگذار به دست ديگرى نمائيد كه از عهدهء اين كار برآيد . صمصام السلطنه عامى است ، سواد و خط فارسى هم ندارد . حرف هم مثل همان لرها مىزند . به همان عادتى كه دارد گفته بود « عرض مىكنم خدمت جناب تو از بنده و كابينهء من كه اين كار برنمىآيد . از تو و كابينهء تو هم برنخواهد آمد . سهل است از ديگرى هم كه بعد از من و تو بيايد هم كارى ساخته نيست . خاطرجمع باش » . با همه لرى خوب جوابى داده بوده است . اما اين صمصام السلطنه مثل سردار اسعد بدنفس نيست . اينها در طهران خيلى مسلط شده‌اند . مردم مرعوب آنها هستند .

بختياريها

چنانچه يك روز خودم درشكهء كرايه‌اى سوار بودم چند نفر بختيارى جلوى درشكهء من سوار مىرفتند . درشكه‌چى چندين مرتبه گفت آقايان خبردار ، آنها گوش ندادند . درشكه‌چى جرأت نكرد بگذرد و حال آن‌كه براى رد شدن محل وسعت داشت . مجددا گفت يك مرتبه . يك نفر از آنها با اخم شديد اشاره كرد برو . درشكه‌چى گفت براى آن‌كه آقايان گلى نشوند من صبر كرده‌ام و الّا راه هست حالا كه اجازه داديد چشم . شلاقى زده با كمال احتياط رد شد . در فاحشه‌خانه‌ها ، در كوچه ، در بازار كسى حريف آنها نيست . با نهايت غرور و تكبر با مردم سلوك مىكنند . هرجا رد شوند مردم از ترس كوچه مىدهند . اما مردم و كسبه از بس اينها صدمه وارد آورده‌اند ، از بس مال مردم را غارت كرده‌اند به كلى متنفر و منزجرند و فحش مىدهند بد مىگويند . فقط ضياء السلطان در سفر كردستان يكصد و سى هزار تومان از مشير ديوان كردستانى پول نقد گرفت . هرچه