تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3797

مساهمون:

ص٣٧٩٧
به شهر رشت . اينها نظامى بودند ، آنها غيرنظامى . اينها قوى بودند ، آنها ضعيف . صاحب‌منصب قزاق گفت كنار برويد ما رد شويم . سيد گفت شما كنار برويد ، صاحب‌منصب فحش داد . سيد فورا تپانچه به صورت صاحب‌منصب زد . فورا تلف شد . قزاق و سوار به هم ريختند ، جمعى كشته شدند . از ادارهء « قفقاز مركورى » به قونسل‌گرى خبر دادند فورا سالدات و قزاق ريخت ميان كوچه و بازار بناى شليك را گذاشتند و جماعتى كشته شد . فردا تمام ادارات را برچيده ، معاون نظميه و چند نفر ديگر را دار زدند . شهر را تصرف كردند تا آصف الدوله آمد و نوكرى آنها را اختيار كرد آب بدون اجازه قونسل نمىخورد تمام امر و نهى مجازات مقصر و غيره به گفتهء قونسل است كه به دست آصف الدوله اجرا مىشود .

ورود سعد الدوله

اما مكتوبات واصله . شيخ مختصر نوشته بود براى آن‌كه من شهر مىروم لازم به اطناب نيست . آقاى عماد السلطنه مراجعت فرمودند چهار شب قزوين تشريف داشتند اما نهايت اوقات‌تلخى را داشتند كه چرا پاريس و لندن نرفته‌اند و از قرار تقرير آقاى عماد السلطنه سعد الدوله با كشتى جنگى روس وارد انزلى و با اتومبيل روس آمده به طرف طهران رفت . كبادهء نيابت سلطنت را مىكشد . دور نيست نايب السلطنه هم بشود . اما دستخطهاى حضرت و الا يكى مال ماه شعبان بود ، ديگرى ماه رمضان ، سيمى ماه ذيقعده كه حاليه قونسل به توسط عدل الممالك ارسال داشته بود . مطالب شخصى ، بيشتر مطالبه تنخواه كه الموت پاك جزو هوا شده يك دستخط كه مختصر اخبارى داشت و سواى مرافعه پول بود به « مموار » ملصق شد « 1 » . رقيمهء حاج افخم الدوله مطلبى نداشت و احتمال مىرود بيايد قزوين . دو رقيمه يكى از نزهت ديگرى از عين الملوك بود كه بعضى از مطالب آن نوشته مىشود كه بىمزه نيست .

نامهء نزهت

« قربان وجود مباركت شوم . شب سه‌شنبه 17 ذيقعده دستخط مبارك پنجم ذيقعده زيارت از سلامتى وجود مبارك بسيار خوش‌حال شدم و شكر كردم . اين مدت كه دستخط مبارك نمىرسيد خيال مىكردم تهيه آمدن را مىبينيد اما افسوس كه از اين
هامش
( 1 ) - متأسفانه مفقود شده است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3797 | قهرمان ميرزا عين السلطنه