تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3800

مساهمون:

ص٣٨٠٠
چطور است . گفت حالا مىگويم رفت بيرون آمد تو دستش را تكان‌تكان داد ، گفت اين جور . من گفتم عين الملوك چطور . صورتش را با دو دست كوچكش گرفت آورد جلو گفت اين‌جور . افعالش به ملكه مىماند . اما صورتا باهم ضدند . روشنك سفيد و سرخ است ، ملكه گندم‌گون . چشم و ابروى ملكه سياه است مال روشن بور . دماغ ملكه خوب است دماغ روشنك زشت . لب و دهان يك قسم است . هردو صورتشان گرد است . گيسوى روشنك از مال ملكه خيلىخيلى بورتر است . هر خطى كه روى كاغذ مىكشد مىگويد زنده‌باد روشنك خانم با تشديد و مدّ زياد . مىگويد خواهرجان خوب بنويس ، زنده‌باد خواهرجان . خيلى بهتر از ملكه حرف مىزند . دست و پايش خيلى قشنگ است ، حورى خانم دارد در اطاق خودش نماز مىكند ، دعا مىخواند . شب جمعه است . روشنك دايم سؤالات مىكند . از بس خوب و بلى جواب دادم خسته شدم . دير جواب بدهم قهر مىكند . فرموده بوديد مواجب ملكه را بگيرم رخت بدوزم كسى مواجب او را نداده . من نمىتوانم از حاجى عموجان بگيرم . نه آبغوره گرفتيم نه ترشى ، نه زغال . در بيست و چهار ساعت چهار عريضه به حاج عموجان براى پول حمام نوشته‌ام هنوز نداده . حضرت و الا هم نمىآيد حمام گرم شود . ما زندگانى به اين سختى مىكنيم اولا آدم خجالت مىكشد آنقدر بگويد براى هرچيز ، نگويد چه كار كند . استدعا مىكنم هروقت دستخط مرقوم مىداريد از روى عريضهء كمينه باشد كه جوابها برسد . شاهزاده بابام مىخواهند اين ماهى سى تومان را هم التفات نكنند . هر دفعه آدم مىرود شمران بنده عريضه مىكنم مثل شما از چيزهائى كه دخل به مطلب ندارد مرقوم مىدارند . از آنها كه بنده عرض كرده‌ام ابدا جواب نمىدهند . مرقومه‌جات شما هم عين حضرت و الا است . مثلا بنده از ماهانه مىنويسم مرقوم مىفرمايند شبها در حياط را ببنديد ، حوض آبش مىرود يا نه . اطاقهاى تازه را درهايش را قفل كن ، همه را كثيف نكنيد . آخرش مرقوم مىدارند ( به عين السلطنه بنويس ) زمستان نزديك است بار خانه اگر التفات مىفرمائيد زودتر . استدعا دارم قدرى عسل هم التفات كنيد . پول ترشى ، مربا را هرچه زودتر التفات كنيد بهتر است . باقى كاغذ حكايت كرسى است ، لحاف كرسى ، مخده ، روتشكى و غيره و غيره . [ پايان نامهء نزهت ] در حقيقت سرتاپاى كاغذ خواستن است و نداريم و با اين همه جان كه من در الموت مىكنم حال آنها اين است ، باز حضرت و الا مطالبه پول مىكند اگر زيادى باشد خرج بچه‌ها مىكردم .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3800 | قهرمان ميرزا عين السلطنه