دستورالعمل داده بود كه همه رعايا را به شهر براى گرفتن تعرفه و دادن رأى روانه كند .
شاهزاده بشارت السلطنه از من ديدن كرد و خواهش رأى مىكرد ، رفعت السلطان همينطور . بعد از گذشتن اين قانون اغلب مردمان هوشيار پى به اين نكته بردند اما افسوس كه التيماتوم روس مهلت نداد و چراغها را خاموش كرد . حاليه هم اين كميسيون مطالعه محض سرگرمى مردم طهران است و الّا سيد مهدى مىگفت هركس اسم مشروطه را ببرد بختياريها پدرش را درمىآورند وانگهى با اين مملكت پرآشوب كه از هر سمتش يك صدا بلند است با اين خرابى ويرانى ، قتل ، غارت ، گرانى كجا همچو چيزها ممكن مىشود كه دل و دماغ دارد . كجا خير و خوشى از اين اسم ديدند كه باز دنبال كنند .
ژون پرسانها
« ژون پرسان » ها به روزگار مملكتشان كردند آنچه را كه نبايد بكنند . « ژون ترك » ها را مىبينيم چه بلا و ابتلائى مملكت عثمانى را گرفتار كردند . حاليه از قرارى كه در روزنامه ديدم « ژون اژيپسين » ها مشغولاند كه مملكت مصر را مثل ايران و عثمانى كنند .
پنجشنبه يازدهم ذيحجه ، 29 درجه عقرب - به تجويز اسعد الحكما ديروز روغن كوچكى به زينب داده شد حالش تا امروز صبح بهتر بود اما مقارن ظهر نوبه كرد با ضعف بىنهايت . ممكن نشد بچه را شير بدهد . زن رحيم زواركى را آوردند . خيلى ضعف دارد خيلى ناتوان شده . من هم نمىدانم چه بكنم . چند شيشه شراب كه موثق ديوان ماه رمضان فرستاده بود داشتم هريك را باز كردم كمى ترش بود ناچار از همانها دادم .
مىخواهم شهر بروم باز اين مانع جلو افتاد . نمىشود مريض را گذاشت و رفت . به هر جهت حواسم پريشان است . بيشتر از عدم بنيهء زينب . باوجودى كه دهاتى است بنيه ندارد . مىترسم خوبى و نيكوئى زينب را بنويسم خداى نكرده مثل سايرين محتاج تكذيبها ، زشتنويسيها بشوم . همينقدر اشاره مىكنم دهاتى است اما از شهريها به مراتب بافهمتر است . كاركنتر ، چيزفهمتر ، باهنرتر ، باسليقه . آرام ، بىشروشور و من حالا به او عشق پيدا كردهام و دوستش دارم .
دكتر على اصغر خان
يكشنبه 14 ذيحجه ، دوم درجه قوس - ديشب به من خبر دادند دكتر على اصغر خان ( شهراسرى ) طالقانى « 1 » منزل مهدى است از راه تنكابون رشت مىرود . چون از روغن
هامش
( 1 ) - تصور مىكنم اين شخص برادر دكتر حشمت طالقانى است كه با ميرزا كوچك نهضت جنگل را -