تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3718

مساهمون:

ص٣٧١٨

كابينه - آرشيو

مثلا وارد اطاق حاكم زرند شدم ديدم زمين نشسته يك مرتبه فرياد كردم باز مربع نشسته‌ايد ، باز كه وضع قديم است . كابينهء شما كو ، آرشيو شما كو . اين چه ترتيبى است . حاكم بيچاره پاك زهره‌ترك شد و بنا كرد عذر خواستن كه هنوز ترتيب اينجا درست نشده ، از طهران دستورالعمل نيامده و هرچه او عذر مىخواست بر تشدد من علاوه مىشد . به هركس كاغذ مىنوشتم عبارات تازه را نه يك مرتبه بلكه ده مرتبه تا ختم كاغذ ذكر مىكردم - جدا از شما اقدام به اين عمل را طالبم - رسما به شما اظهار مىدارم - وجدانا اين كار غلط است - قانونا شما رفتار نكرده‌ايد - اقدام مجدانهء شما را سريعا خواهانم و غيره و غيره .

انحلال ادارهء نمك

مسافرت آخر من قم بود در آنجا تلگراف انحلال اداره رسيد ، اما من ابدا تمكين به آن تلگراف مجلس نكردم و گفتم بايد از وزارتخانه تلگراف برسد . چند روز گذشت آخر حاكم آمد ما را از اداره جواب كرد . من فورا از آنجا به كاشان رفتم ديدم اداره برچيده شده اما سيصد تومان پول نقد حاضر است . آنچه حاكم كرد من پول را ندادم و تمام اين مبلغ را با ساير اجزاء در كاشان عيش كرديم . يك ماه تمام مشغول تعيش بودم با چند نفر از اجزاء اداره . پول كه تمام شد آمدم طهران . راست رفتم خانهء عماد الدوله و محرك او شده خانهء اين وكيل آن وكيل ، منزل اين وزير آن وزير . مختصر به قدرى كه امكان داشت قوه و قدرت داشتيم براى ابقا اداره دويديم . پول وعده كرديم ، آخر الامر مأيوس شده و به خانه‌ام رفتم . در سر حساب حكايت سيصد تومان را به عماد الدوله گفتم او هم جواب داد خوب كردى نوش جانت .

فرنگىمآب شدن مقتدر نظام

اين بود صحبت ديشب ما . اما امروز مقتدر ميز ناهارى تهيه كرد حوله ، كارد و چنگال ، گيلاس آبخورى آنچه در قلعه براى اين كار موجود بود و فرمان داد ناهار مختصرى به قدر ما دو نفر به اين اطاق بياورند . ناهار ساير خدمه را كما فى السابق به اطاقهاى خودشان . دو گيلاس هم عرق زد و سر ميز نشست . اما صحبت سر ناهار خيلى متضاد بود و تلون غريبى به خرج داد . مىگفت من از وضع زندگانى قديم خانهء خودم خسته شدم . هرچه هم فكر مىكنم با اين زن و اين بچه‌ها بتوانم تغييرى بدهم مىبينم