تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3715

مساهمون:

ص٣٧١٥

سردار همايون

در رشت بودم سردار همايون ( مدير الملك سابق ) اسيد فنيك خورد خودش را كشت و من تعجب مىكنم . آدم به اين تمول با آن باغ و دستگاهى كه در شهر رشت داشت كه نظير آن در طهران و جاهاى ديگر نبود چرا اين حماقت را كرد . روى شيشهء اسيد فنيك نوشته بود ( به جاى آب معدن اسيد فنيك نوشيده شد ) . اين صحبتهاى مقتدر با آن آب و تابى كه بيان مىكند تا موقع شام كشيد و آمديم به قلعه شام خورده پشه‌بند كوچك سفرى خود را در اطاق زد استراحت كرد و من اندرون آمدم . اما مقتدر نظام از ساعت ورود تا موقع خواب به همه اوضاع من به حال تعجب نگاه مىكرد و من گذاشتم تا موقع ديگر علت تعجبهاى ايشان را جويا شوم .

ناصر الملك و صد هزار تومان

جمعه 27 جمادى الثانيه - مقتدر را صبح حمام فرستاديم و بعد از حمام ساعتى من به كارهاى خودم رسيده بعد در جلو خان قلعه بناى صحبت را گذاشتيم و همه صحبت از طهران و مردم طهران از دوستان و اقوام و غير آنها بود مىگفت وضع طهران با سابق فرق كرده ، كافه‌ها باز شده ، دكاكين زياد شده ، مردم خيلى آزادتر هستند . ابدا اسمى هم از مشروطه نيست ، خصوصا پس از آن‌كه دمكراتها را تبعيد كردند كسبه و تجار و ساير مردم به كلى از اوضاع مملكت مأيوس و اگر حلقشان را بگيرند صدا بلند نمىكنند . نايب السلطنه مقررى هشت ماههء خودش را گرفت . من كه قزوين بودم آمد رفت به فرنگستان و اين صد هزار تومان را آنجا خرج خواهد كرد و ظن غالب مردم است مراجعت نمىكند . وزراى مملكت ما مشغول مداخل كردن و مهمانى رفتن ، هركس خلافى كند چوب است و فلك ، حبس و تبعيد بدون چون و چرا .

قوام السلطنه و وثوق الدوله

از تمام وزرا هم كارش بهتر وثوق الدوله است با قوام السلطنه . دو برادر پشت به پشت هم داده خارج و داخل را ضبط و تصرف كرده‌اند . بختياريها مسلط [ اند ] و هرچه پول هست به آنها داده مىشود و تمام آنچه در اين مدت از استقراض و ماليات گرفته شده تحويل آقايان بختيارى شده است ، چنانچه امير مفخم پس از چوب زدن قوام السلطنه و . . . آدمهايش او را قهر كرده رفت . در اين ايام علاء الملك و يكى دو نفر ديگر را عقب او فرستادند و هفتاد هزار تومان تقديم به ايشان دادند تا مراجعت به طهران كرد و گويا