تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3712

مساهمون:

ص٣٧١٢
مظفر الدين شاه كه با آن خرابى و افتضاح پدرى و موروثى همه عفيفه هستند و كسى از آنها چيزى نشنيده .

تابعيت روس

حاج نظر على مىگفت در گيلان تمام آنها كه ملكى و مايه‌اى دارند تبعيت روس را قبول و ياشپرت گرفته‌اند . آصف الدوله هم نوكر آنهاست و متصل مىگويد جناب قونسل همچو فرمودند . دريابيگى روس آمد تنكابون شيلات رودخانه‌ها را هم ضبط كرد . از طهران سپهدار تلگرافات كرد فايده نبخشيد . دريابيگى به هركس مىرسيد دعوت به تبعيت روس مىكرد حتى به من هم اصرار داشت كه تبعه شوم . در حقيقت داعى روسها بود . گفتم انتظام الدوله از محمد على شاه و اين مدت كه نزد او بود چه مىگفت . جواب داد انتظام الدوله وقت براى صحبت ندارد ، متصل مشغول مسكرات و وافور است . همين‌قدر مىگفت بعد از شكست سردار محيى استعداد ما اسلحهء ما خيلى زياد شد و در تدارك حملهء طهران بوديم كه قونسل روس كالسكه عقب محمد على شاه فرستاد او را سوار كردند بردند خواجه نفس خاك روس و آنجا گفتند شما بايد به روسيه مراجعت كنيد . چند روز آنجا توقف كرده به روسيه تشريف برد . اسلحه را هم قونسل گرفت و جمعيت متفرق شد . امير اسعد براى كسر مواجبش از سپهدار قهر كرده به كارها دخالت نمىكند و تنكابون هرج‌ومرج است . « آگنت » روس امسال توقف كرده و تسلطى دارد بيشتر كارها را دخالت مىكند . عصر پنجشنبه - حاج نظر على به سمت مير طالقان رفت ، من قلعه مراجعت كردم پياده ، آن هم از راه جيرين‌ده از سر چوب گذشتن را به آن راه ترجيح دادم اگرچه راه را گفتم ساختند و درست كردند . بين ميرزا مسيح و جمعى از وركيها نقار است . من مرافعه دارم اينها نه ماه اينجا نيستند سه ماه كه مىآيند متصل من بايد دچار مشكلات باشم كاش اين سه ماه را هم نمىآمدند .

ورود مقتدر نظام

پنجشنبه 26 جمادى الثانيه - ولى را به شهر مىخواستم بفرستم عصر بود كنار ميز تحرير گرم كاغذنويسى بودم يك مرتبه صداى پاى مال از پشت ديوار اطاق آمد كمى نگذشت تقى دويد توى اطاق گفت آقاى مقتدر نظام تشريف آوردند ! من با كمال تعجب و خرمى برخاسته بيرون اطاق چشمم به مقتدر افتاد كه يك كت پوشيده و كلاه سفيد فرنگى هم به سر دارد ، تا من برسم كلاه را برداشت ، ديدم كلاه سياه ايرانى پيدا شد .