محبت به الموت
برويم سراغ مهمانى بالاروچ . عصر ده دوازده نفر زن و مرد رعيتها آمدند كه ما گرسنه هستيم ، يا حكم كنيد اين چند نفر متمول بالاروچ به ما پولى قرض بدهند تهيهء روزى كنيم يا خودت بده ، يا مىرويم خانههاى آنها را غارت مىكنيم . من هرچه كردم حضرات چيزى گردن گرفته بدهند نشد . جا داشت حكم ثالث را بكنم ، اما ملاحظه كرده گفتم بيائيد خودم مىدهم . امسال من به عقيدهء خودم از چندين جهت به الموتى محبت و مهربانى بلكه پدرى كردم . اول به واسطهء اقامت خودم و زور خودم مانع تعديات ديگران شدم ، و الّا افراسياب خان همه را تمام كرده بود . على شير ديّارى باقى نگذاشته بود .
اقامت من ، زور من ، تدابير من همه را از بين برد و الّا بين دو اژدها واقع شده بودند و به واسطهء نفاق خودشان تماماندرتمام شده بودند . دوم تخفيف در قيمت جنس و مدارا در گرفتن تسعير جنس كه سى تومان را هيجده تومان گرفتم . از اين هيجده تومان هم مبلغى آخوند و سيد و ملا و بيوهزن و يتيم و صغير تخفيف دادم و هنوز هم قريب هزار و پانصد از تسعير آن باقى است كه ندارند بدهند و من سختى نكرده گذاشتهام تا هروقت دارند بدهند و هركس به غير من اينجا بود در بيست و پنج و سى تومان تسعير مىكرد و همه را هم به ضرب چماق تا حال گرفته بود . نيكى سيمى من اين بود كه به هركس نتوانستم برنج يا گندم يا جو بدهم پريشان و معطل بود پول دادم . از نفرى دو تومان تا چهل تومان كه از تنكابون و رودبار تهيه روزى براى خود كردند و الّا از گرسنگى تلف شده بودند .
زيرا در الموت كسى نيست كه پول داشته باشد و اگر هم بعضيها دارند جرأت دادن نمىكنند . از بس دادهاند و نگرفتهاند . چهارم محبت من اين شد كه از صبح تا غروب از درب اندرون به زنها و از درب بيرون به مردها متصل برنج ، جو ، گندم ، بلغور ، نان ، پنير مىدهم . چنانچه جو يابوها و نان نوكرها را خيلى كم كرده به عبارت ثانى از خورد و خوراك خود و حيوان كسر [ كردهام ] كه مردم گرسنه و فقير به قدر مقدور سير شوند . خدا مىداند چه هنگامهاى است و روزى چند زن و مرد فقير را من بايد چيز بدهم . هرچه داشتيم نزديك تمام شدن است . همچنين محبت من اين است كه به كلى اجحاف و تعديات سابقه را متروك داشته جرم و جريمه موقوف است و احدى از اين راه نان نمىخورد . آن كوك و كلكها آن تفصيلات سابقه به كلى به كلى از بين رفته و من به قدرى در اين خصوص ساعى هستم كه حد و اندازه ندارد . حال اين محبتهاى مرا منظور داشته باشند يا نه خدا عالم است . ظاهرا كه مىگويند منظور داريم و ممنون هستيم از باطن خدا آگاه است . اما