ورك سفيد بود . هوا سرد مثل زمستان . اطاق كلفتها كرسى گذاشتند ، خودم بخارى آتش كردم . زمستان به قاعدهء صحيحى است .
محمد على امروز صبح به سمت شهر رفت . طهران نوشتم با همه زحمت و مشقت نداشتن اطاق و منزل باز بچهها را روانه كنيد بهتر است . اگر تشتت آراى شما زياد است استخاره كنيد .
عصر يك نفر خوشكهچالى مكتوبى از شيخ رسانيد كه ملكه خانم سه روز است آمده ابو القاسم سرگردان مهرماه خانم است و پول خواسته . دستخطى هم از آقاى عماد السلطنه بود كه حياط خلوت سفيدكارى نازككاريش مانده سيصد تومان كه حضرت و الا التفات فرموده بودند تمام شد ، شما صد تومان حكما روانه كنيد تا تمام شود .
اخبار طهران
در خاتمه اين مختصر را از اخبارات مرقوم داشته بودند : « نايب السلطنه فرنگستان مىرود . جنگ در همدان يا بين آنجا و كرمانشاه بايد بشود ، نتيجه معلوم نيست . هنوز راستى را كسى نمىداند كه امير مفخم طرفدار سالار الدوله است يا خير . واقعهء مشهد هم كه براى اسلام چيزى باقى نگذاشت ، آبروى اسلام را برد . لردها ميلتون حاكم بمبئى طهران مىآيد به اصفهان رسيده . هنوز وزارت عدليه وزير ندارد . برضد مسيو پرنى مستشار عدليه . علما لايحه چاپ كردهاند كه او دخل و تصرف در امور قضائيه نبايد بكند .
كارها شلوغ است ، حاكم و محكوم معلوم نيست . يك كشتى بسيار بزرگ انگليس ( كىتان ) در محيط اطلس به يخ قطبى خورده فورا غرق مىشود ( جهنم ) . از دو هزار و هفتصد مسافر و عمله دو هزار نفر آن غرق و نابود مىشوند خبر تلگرافى است . مولا حفيظ سلطان مارك روز 31 مارس امضاى تبعيت خود را نسبت به فرانسه نمود . 5 جمادى الاولى حسينقلى . » ( پايان نامهء عماد السلطنه )
هرچه چلچله و مرغ حق آمده بود تمام امروز توى اطاقها بودند . برف هم كه از پشت بامها ريختهاند تا الان كه شب است باقى است يخ بسته و سرد است مثل زمستان من نمىدانم اينجا چه خرابشدهاى است .
جمعه 15 جمادى الثانى - از روز برفى تا امروز هوا سرد بود . ديگر هيچ ميوه باقى نماند مگر مختصرى توت . سيب بالاروچ هم سوخت . دو سه آتشه شد . طالقان ، رودبار ، تا قزوين برف آمده است . امروز هوا بهتر بود . به واسطهء فقدان ميوه من گفتم در اغلب دهات فاليزكارى كردند كه بلكه انشاء اللّه جبران ميوه بشود . ماه رمضان هم در گرماست ،