تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3688

مساهمون:

ص٣٦٨٨
تفننى است كه در عالم رعيتى و بيكارى عيب ندارد . سابقا اين ابريشم در گيلانات و مازندران زياد بود و فوايد كلى حاصل مىشد . بعد تخم آن ضايع شد و ضرر فاحش وارد آمد . حاليه از فرنگستان تخم مىآورند و تمام منافع آن را تجار خارجه مىبرند . يك جعبه تخم مىدهد با محصول ابريشم مناصفه مىكند . بعد آن نصف را هم خودش خريدارى مىكند به قيمت خيلى نازل . در دهات اندج ناحيهء الموت در هرخانه نوغان مىگذارند اما خيلى كم به قدر كفايت خياطى خودشان اگر باغات توت تهيه كنند اينجا هم خوب مىشود و زنها علم آن را دارند . من مىخواهم يك باغ در زوارك درست كنم اگر امسال دماغ ما را نسوزاند و حاصلى بدهد .

مرتضى خان ضياء الدوله

يكشنبه 17 جمادى الاولى - امروز بالاروچ ناهار مهمان ملا حسن بودم . جاى باصفائى است . ميوه‌خانهء الموت [ است ] اما امسال ميوه ندارد . دو مكتوب از شهر رسيده بود يكى از حكمران ، ديگرى از ابو القاسم ميرزا رئيس ايلات . ابو القاسم ميرزا دائى مهرماه خانم است كه من او را دور دور مىشناسم . حكمران هم دائى ابو القاسم ميرزا به واسطهء خدماتى كه در اين مدت اقامت قزوين خود كرده لقب ضياء الدوله گرفته . از انصاف نمىشود گذشت خوب حكومت كرده و خوب مناسبات بين روس و ايران را حفظ كرده . در تبريز و رشت آن هنگامه از ورود قشون روس برخاست چقدرها اتلاف نفوس شد ، اما در قزوين به واسطهء تدابير همين آدم اتفاقى حادث نشد . من اين آدم را به خوبى مىشناسم . از آن‌وقت كه عماد السلطنه حاكم ملاير و من حاكم نهاوند بودم اين ميرزا مرتضى خان كه حالا ضياء الدوله شده خازن غلهء آنجا بود ، آدم مدير باكفايتى است . متمول هم هست .

رشوندها

شرحى در باب رشوندها و آب محمدآباد و روانه داشتن ريش‌سفيدان رشوند براى گرفتن سوار براى ژاندارمرى ايران نوشته بودند . الحق اين شش نفر سوار لخت عريان رشوند الموت تمام ادارهء ژاندارمرى ايران را تكميل مىكند . اما چيز تازه سبك نوشتجات حضرات با سابق خيلى توفير كرده بود . در اين مدت همه حكام و ادارات به من هم عنوان مىنوشتند آقاى عين السلطنه به ابو القاسم بيك ، آدم من هم آقاى ابو القاسم بيك . اما اين‌بار عنوان به ترتيب سابق بود و امتيازى ما بين من و نوكرم گذاشته بودند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3688 | قهرمان ميرزا عين السلطنه