تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3683

مساهمون:

ص٣٦٨٣

وضع مشهد

سپهدار اعظم كاغذ سختى به نايب السلطنه نوشته از اوضاع حاضره . مشهد مقدس جمعى در صحن مقدس جمع شده محمد على شاه را مىخواستند . حكومت از اصلاح عاجز شده ، از قرار معلوم جمعى از مشروطه‌خواهان را گرفته دو نفر را كشته‌اند . قونسل حكم به تفرقه مىكند و خارج نمىشوند ، لهذا توپ بسته‌اند ، بمبارده كرده‌اند . جمعى قتيل ، جمعى دستگير و گلدستهء حضرتى از توپ خراب شده . مىگويند خزانهء حضرت را هم روسها غارت كردند و آنجا هنوز امن نشده است . نير الدوله حاكم شده . محمد خان خمسه را ضبط [ كرده ] و استقلال دارد مىگويند كشته شده . فرمانفرما به كرمانشاه مىرود جنگ كند ، اما مشكل است . امير مفخم بختيارى در كمره است و سپهسالار سالار الدوله شده است : از همدان كاغذ داشتيم مردم بيچاره خيلى متوحش و مشغول فرار از دهات هستند . امير نظام منبر رفته نطق كرده مردم را تحريك به جلوگيرى از سالار الدوله نموده است .

قجر آقا

هرمز در تابستان خيال آمدن دارد ، سيصد تومان پول خواسته . در اين عالم بىپولى در دوندگى تهيهء آن هستم . حضرت و الا نه املاك را امانى ، نه اجاره دادند . از رفتن همدان منصرف شدم ( ترسيد مثل الموت و حكايت من شود ) . خانمها سلامت و مشتاق آمدن هستند . قجر آقا سلام مىرساند . مىگويد مسلك هم از ميان رفت ( من از قجر آقا مستبدترى و شاه‌پرستى نديدم . اقلا دو هزار ختم براى آمدن شاه گرفت و مبلغ‌ها صرف نذر و نياز كرد آخر هم به مقصود نرسيد ) . » [ پايان نامهء حاج آقا ]

جهانشاه خان

شيخ ما نوشته بود جنگ ما بين محمد خان و جهانشاه خان است و جهانشاه خان هشتاد بار پول نقد از بيراهه و بيرون شهر قزوين حمل طهران كرد كه به بانك بدهند . فرمانفرما هم از قزوين چند روز است رفته . از مشهد مقدس تفصيلات مىگويند . اگر صدق باشد از اسلام چيزى باقى نمانده . قشون روس به قزوين باز علاوه شد . حضرت و الا منتظر آمدن فرمانفرما به الموت باشيد . شنبه نهم - ديروز گرمارود رفتم ، تمام گفتگو و صحبت ما از شكايات گاو و قاطر بود كه در ييلاقات رها كرده‌اند و هوا سرد است به مزارع مىآيند و خسارت مىرسانند .