عز الدوله
ما هم از خود ترس نداريم اما شاهزاده به واسطهء خست كه داشته و دارد همه او را صاحب پول مىدانند . شايد ما را به جاى او گرفته حبس كنند تا او پول بدهد . حضرت و الا هم خدا شاهد است آنقدر پول ندارد . يك مبلغ كلى آن بيش افتخار التجار است يا خورده يا مشغول خوردن است و مشكل چيزى بدهد .
چهار گروه
جناب شيخ سيف الدين قبل از آمدن فكليها مىگفت كتابى در خانهء يكى از سركردگان مشروطه ديدم به قدر كتاب كليات سعدى چهار جدول كشيده بود : مشروطه ، مستبده ، بين بين ، مجهول الحال . مشروطه پول بايد بدهد . مستبده از دار كشيدن داشت تا چوب و تبعيد و پول . بين بين و آن يكى هم پول . من گفتم پس همه را جز چند نفر بفرمائيد همان پول . ديگرى گفت بلى سپهدار نهصد هزار تومان به بانك قرض داشت اين مخارج هم علاوه شده .
فقط زمين و آب
بارى شيخ مىگفت هشتاد كرور جمع كتاب بود . از سه كرور جريمه داشت تا صد تومان . از آن شخص پرسيدم اسم من هم هست گفت البته . گفتم مردم مكنت دارند اما نقدينه نيست . اصلا اين فلز كم شده و همه را فرنگيها بردهاند . ما همان زمين و آب داريم كه امروز هيچ قيمت ندارد . آن شخص گفت وقتى كه رولور را به شقيقهء آدم گذاشتند پيدا مىشود . من هر چه خواستم مدلل دارم پول نيست او گوش نداد .
بىپولى
شعاع الدين ميرزا هم تصديق كرد كه من هم اين كتاب را ديدهام اما همان نشان داد و تفصيل را گفت ، نگذاشت اسامى را بخوانم . اينها صحبت است آنقدر پول در ايران نيست . امروز پنجاه هزار تومان پول نقد تمام شهر طهران را كن فيكون كنند پيدا نمىشود .
ضياع و عقار است . زور بياورند بايد به بانك روس و انگليس گرو داد « نوت » « 1 » گرفت . آن وقت كاغذ دادهاند و تمام مكنت ايران را بردهاند ، باز نتيجه و ثمر را آنها بردهاند و صاحب تمام املاك ما شدهاند به قيمت نازل و پول كاغذ اينها دستور العمل خود
هامش
( 1 ) - ( - اسكناس ) .