آمدم . افخم الدوله آمده بود . دم داوديه تركها نزديك بود لختش كنند . خدا تفضل كرده بود . رحيم را كه پاكت مىبرد لخت كرده بودند . اسب و لباس و ساعت هر چه داشت دوهچيها « 1 » گرفته بودند .
هر كه گريزد ز خراجات شاه * باركش غول بيابان شود
ماماقانى ، دوهچى ، سيلاخورى
عماد السلطنه اسبها را پس گرفت . باز يكى را بردند . افخم الدوله مىگفت امروز به قدر بيست اسب از مردم گرفتند . مراجعت با هزار بيم و ترس آمده بود كه در جلويش سه اسب و آدم را باز عريان كردند . سيلاخوريها گويا صلح كردند و قرار شد با امير سيف الدين لرستان بروند . خدا رحم كرد آنها نبودند . گويا اين ماماقانى و دوهچى هم اسب را براى مسافرت خود لازم دارند و راهى بهتر از گرفتن از مردم پيدا نكردهاند .
عين الدوله و سيد نصر الله
امروز عين الدوله ، حاجى سيد نصر الله و مستوفى الممالك را صبح نزد شاه ماضى گويا فرستادند كه عين الدوله مىگفت من آقا سيد نصر الله دست شما را ول نمىكنم كه شهادت بدهى خيانت نمىكنم .
وحيد الملك
امروز بشرهها تمام عبوس بود . رؤيت مردم واضح مىكرد كه همه ترسيدهاند . قانونى در كار نيست مگر زور . مجلس نيست . عدالتخانه نيست . مجلس عالى هم تشكيل نشد . كمسيون كه در باغ است يكى دو نفر مثل صنيع الدوله هست ، مابقى اشخاص غريب عجيبى هستند مثل وحيد الملك خبرنگار رسمى روزنامهء تايمز انگليس و غيره .
فقط احكامات با كميتهء جنگ است كه نوشته شد .
بختياريها بىدخل هستند ، اهل طهران همانطور . بدبختى ملت است كه مجلس برپا نيست و الا خيلى خيلى اسباب نجات و اميدوارى بود . روسها مثل گربه در قزوين نشسته طهران را نگاه مىكنند . به محض جزئى اغتشاش و يك وسيلهء كوچك وارد مىشوند . اگرچه آنجا كه هستند از ايران خارج نيست . ايران همان طهران نيست ، اما باز خيلى توفير دارد .
هامش
( 1 ) - دوه - تركى به معنى شتر .