تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2703

مساهمون:

ص٢٧٠٣
را تصاحب كرده . پس از اين اقدام پنجاه نفر سرباز انگليسى با يك عرابه توپ وارد آنجا مىشود .

انتخابات

چند روز است در محلات چهارگانهء طهران تعرفه مىدهند و روز 19 ، 20 ، 21 ماه بايد در مدرسهء دار الفنون آرا داده شود . انجمن نظار [ از ] ميرزا صالح خان حاكم طهران است ، مخبر الملك ، اسد الله ميرزا ( خودش را براى وكالت هلاك كرده ) ، آقا سيد محمد امام اف ، وكيل الرعاياى همدانى و يك نفر ديگر كه فراموش كردم متشكل [ است ] . رفتم درب خانه . سبيلهاى اغلبى آويزان بود و متفكر بودند . مردم گمان مىكردند و نويد مىدادند و من ضد آن تصور مىكردم كه در طهران كارهائى كه گيلان و قزوين كردند نخواهد شد . اما حالا معلوم مىشود كار اينجا خراب‌تر است . نيابت سلطنت عضد الملك و اطمينانهاى او همه را به گائيدن خواهد داد .

اخبار از زبان عز الممالك

عز الممالك پيدا شد . محرمانه پرسيدم گفت كار مجد الدوله خراب است . حكم قتلش را كميته داده به هزار زحمت نوشته براى معز السلطان گرفتند در مأموريت امروز خود تأخير كند . كميتهء جنگ پرسيدم كدام است . محرمانه گفت شخص سپهدار ، معز السلطان گيلانى ، ميرزا حسين خان كسمائى ، مسيو يپرم . ديگر همه بيكاره هستند . هر چه مىشود به حكم اينها است . نايب السلطنه اسم است ، عرضه هم از قديم الايام نداشته . تكاليف نيابت سلطنت را هم هيچ نمىداند .

سلام

به هزار زحمت قدرى توپچى يك نصف فوج از خرقان ، كمى از سربازهاى فوج مخصوص با فوج فريدن حاضر كرده بودند . با لباسهاى منحوس آمدند . جمعيت زياد بود . « كورديپلماتيك » يك ساعت به ظهر مانده مىآمد . اجزاء سلام زود حاضر شدند . يقين كرديم قبل از آمدن سفرا سلام منعقد مىشود . به اطاق رفتيم . موثق الدوله مىخواست بر خلاف سلام گذشته نظمى بدهد كه باز ممكن نشد و شلوغ‌تر بود . اين مردم در آفتاب مدتها ايستادند كه پدر همه درآمد . خدا مىداند ما كه در اطاق بوديم و آزاد نزديك بود هلاك شويم ، چه رسد به آنها كه در آفتاب با جبه‌هاى ترمه بودند .