تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3196

مساهمون:

ص٣١٩٦
استخوانها هم مثل اين‌كه با گچ‌كوب كوبيده‌اند . اين دفعه پنجم است كه در اينجا ناخوش شده‌ام . دوا هم هيچ نداريم . آنچه بود نوكرها تمام كردند . امروز برايم از مير حاجى محمد يوسف يك شيشه گنه گنه و يك خوراك نمك ميوه فرستاده بود . اين بود حال خودم .

احوال ولايت

اما احوال ولايت خيلى بهتر از خودم است . گرد كاكل كاكاوندها بايد گرديد . گرچه حكمى جزا اخراج احمد خان نداشتند اما من آنها را بقدرى پول دوست ديدم كه هر چه امر كردم ، خواه حكم باشد ، خواه نباشد در اجراى آن حاضرند . اين شد كه گفتم احكامات از عقب مىرسد ، يعنى قونسل هم نوشته بود . فرستادم به اتان و گازر خان . روز بعد روح الله قاتل را با چند نفر از شيطانها از گازر خان روانه كردند ، پشت سر چند نفر اتانى ، شفيع فرار كرده بود . جاى لطف الله خان بسيار خالى بود ، گناهكار و بىگناه را از در داخل نشده چوب و چماق بزند . زندان ما مملو از مقصر شد و مخارج شام و ناهار ما دو مقابل . پس از سه چهار روز تمام را جز روح الله با محبت و مهربانى بدون تنبيه و جريمه مرخص كردم ، حتى درويشعلى و شفيع را . هنگام مرخصى رويشان را بوسيدم . فرداى آن روز غروب ده دوازده رقعهء تشكر از علماى اينجا آمد كه با همه تقصيرى كه ماها داشتيم و جاى هزارگونه تنبيه و مجازات بود اين عفو و اغماض شما ما را خجل و شرمنده نمود . معلوم شد اغماض و عفو شما از گناهان ما بيشتر است . يكى دو سه كاغذ از مير آمد و سيد بزرگ متوسل به حاجى محمد يوسف شده است . اطمينان دادم . اما باز در آمدن تعلل دارد ، امروز فردا مىكند . سايرين تمام براى اصلاح و قرار جديد حاضر [ ند ] . معطلى همان ناسيد است . سر رعيت باز شده با اين حالت تب و نوبه روزى چندين دسته را بايد پذيرائى كنم و جواب ده بيست مكتوب را بنويسم . قاصد ما هم از شهر آمد . مشير السلطان چشمش درد داشت جواب نداده بود . قونسل هم اردو رفته بود . اگرچه ما كار خود را بفضل إله صورت داديم . در نعمت بدبختانه موقع ناخوشى من باز شده . سبد ميوجات در قلعه قطع نمىشود . هركس هر ميوهء خوبى دارد براى من مىآورد . اما افسوس به لب من مگر چند روز اول چيزى نرسيد . شايد اين ناخوشى هم به جهت همان ميوه بود كه بر خلاف طبيعت واقع شد . از كسانى كه همراه احمد خان رفته بودند آقا جان وركى و حسين آقا بالاروچى مراجعت كردند . فرستادم هر دو را دستگير نمايند . آقاجانى فرارا رفت تنكابون . حسين آقا دستگير شد و تنبيه كامل گرديد . به ضمانت ملا يوسف مرخص شد .