تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3170

مساهمون:

ص٣١٧٠
التماس شد . اگر من آنقدر تملق در سوابق ايام گفته بودم حكما چندين مرتبه فرمانفرماى فارس و خراسان شده بودم . در طالقان سيل هنگامه كرده . پنج آدم ، بيست قاطر برده . چندين آبادى را پاك ويران كرده . پنج نعش در رودبار گرفته بودند . باران بىموقع بسى كارها مىكند .

وضع مجلس

حاجى نظر على تاجر از طالقان چند زوج جوراب و قدرى چاى روانه كرده بود . اتفاقا جوراب هيچ نداشتم . روزنامه به آنها پيچيده بود خواندم . « ايران نو » شمارهء 239 بود . اولا در باب عدليه شرحى داشت . ثانيا اخبارات مجلس بود كه وكلا بر ضد وزرا و اهمال آنها نطقها مىكنند . من جمله اسد الله ميرزا است و دو سه نفر ديگر كه هزار رحمت به مجلس سابق . اين مجلس خيلى از آن كمتر كار مىكند . و اميد مردم كم‌كم دارد به نااميدى مبدل مىشود . حتى اشخاص خيلى صحيح زيرگوش ما مىگويند كه كارها خراب است ، مجلس چه مىكند . نمىدانم چه ترتيبى شده كه به كلى اسباب تنفر عامه نزديك است از اين اساس فراهم بيايد . لازم است يك هيئتى مأمور شوند بروند بين مردم و اذهان آنها را در اين مورد پاك كنند ، به جهت آن‌كه اشخاص كلى كه مىدانم اطمينان كلى به اين مجلس داشتند امروز مىبينم به گوش ما مىگويند شما چه مىكنيد و در چه كاريد . تعرضات ديگر وكلا در باب مرخصى محبوسين سال قبل بود كه هيأت مديره حكم به حبس كرده بود و حالا بدون استنطاق همه را مرخص نموده‌اند و بىگناهى هيچ يك معلوم نشده است . دوشنبه 2 شعبان - احمد خان در دهات ما بلوك گردشى مىكند . اوانك رفته ، گرمارود مانده . مىخواهد ميان‌رود برود . جلال و غفار باز جلو و عقبش افتاده‌اند ، اما مهدى اينجا است . حقيقة زبان‌باز و نمرهء غريبى است . الغريق يتشبث بكل حشيش .

منتظم الملك در اوان

عباس آقا وزير منتظم الملك تنكابونى كه در اوان ييلاق مىآيد يكى دو كاغذ به من نوشته دعوت كرده بود آنجا بروم . بلكه انشاء الله قرارى ما بين ما بدهد . با وجود آن‌كه امير اسعد با اين آدم نهايت عداوت را دارد چاره‌اى جز رفتن و بلكه انشاء الله قطع نزاع بشود نديدم . امروز صبح سوار شده به سمت اوان [ رفتم ] . اسبهاى ما ديگر قوهء حركت ندارند . يكى ديگر مرد . اينها هم مردهء متحرك هستند . از صاين كلايه سربالا شديم . همين‌كه از