سيل زوارك
صبح 20 - سوار شده همه جا سرازير . چند نفر پياده وركى هم دليل بودند . در گرمارود سيل پل را برده و چند باغ را خراب كرده ، چيزى نمانده تمام آبادى را ببرد .
آمديم زوارك . چه زواركى از رود كوچك وناش رود كه از ميان آبادى مىگذرد چنان سيلى آمده كه تا امروز پيرمردان آبادى نظير آن نديده بودند . سنگها آورده هر يك به قدر كوهى كه اگر يك دانهء آنها نزديك آبادى بند شده بود تمام ده را سيل مىبرد . با وجود آن تا كمر طويلهها و خانهها را آب گرفته ، بند قلعه را پاك با همه مخارج اول بهار خراب كرده . يعنى به شكلى كه تا چهل روز ديگر اگر مواظبت شود شايد آب بيايد . در اين فصل قلب الاسد تمام درختهاى بزرگ و كوچك خشك خواهد شد . اوقات من مثل سگ شد .
آنچه الموتى خواستند در ظرف سه سال صورت بدهند و امكان پيدا نكرد خداوند در ده دقيقه صورت داد !
اين سيلها شب شنبهء گذشته نصف شب آمده . متواترا خبر مىرسيد كه كجا را خراب كرده . اين سيل از كوههاى سمت چپ شاهرود بزرگ رو به جنوب جارى شده ، از كوچنان دوازده خانه برده سواى مواشى . بوكان ، شتر خان را خرابى كلى رسانيده . همين زوارك آنچه اطراف رودخانه زمين بوده تمام را با حاصل و علف برده . در اتان يك تكه علف باقى نگذاشته كيسهء خار را پاك ويران كرده . تقريبا يكى دو هزار تومان ضرر وارد آمده . اين رعيت از بابت نهر پاككنى امسال به جان آمده . بدتر از همه تمام آسياها از كار افتاده . متصل مردم انبانها به دوش تا ورك و بالاروچ به آسيا مىروند . اما آتانيها چون جمعيت زياد دارند روزى شصت نفر در اين دهات متفرق [ اند ] و به آسيا مىروند . يك هنگامهاى ، يك مرافعهاى [ است ] كه چه بنويسم . من عمله براى نهر قلعه نمىتوانم پيدا كنم و همه خشك مىشود . تمام زحمت من هدر رفت .
عدل الممالك كاغذى به احمد خان نوشت طفره زده بود . شب مأمورين را فرستاديم مىگفتند كسى اعتنا به ما ندارد ، به شهر حاضر مىشوند نه اينجا .
اخبار تهران و . . .
از شهر كاغذجات رسيده بود . دكاكين طهران تا هفدهم بسته بود . وزراء غير معلوم ، مردم مستأصل در مساجد جمع و مطالبهء قاتل را مىكنند . همدان بيست روز مىشود تعطيل عمومى شده ، تمام ادارات را خارج كرده و بلواى كلى است . فحش به مشروطه و مشروطهپرست مىدهند و جهت اين بلوا همان ماليات نمك است كه صنف دباغ اول