مىخورد دست هم مىسوزاند . « 1 »
مورخهء 28 جمادى الاولى 1328 - ضميمه سگ بريند سر هر چه مستبد و خودخواه است . نمرهء هزار كرور .
قربانت شوم . مرقومهء سركار تقريبا در شرف حركت بودم رسيد . از روى حقيقت باعث روشنى چشم و گلشن دل گرديد . اگر قدرى زير دست استاد كار كنيد از الكساندر دماس كمتر نخواهيد بود . مرقومات سركار را نگاه مىدارم و هر وقت فرصت كنم مىخوانم و حظ مىبرم . بهترين ترتيب نوشتجات سركار اين است پيرايهء شاعرانه و ملاحظات مترسلانه ندارد . طبيعى است . همانطور كه حرف مىزنيد مىنويسيد . بهبه اين هم از نتايج سحر است . رياضت فرمانفرمائى الموت تزكيهء نفس اگر نكند تربيت نفس مىكند . « باش تا صبح دولتت بدمد » . اميدوارم قوت لافظه و قدرت حافظه كارها را پيش ببرد . آتش بگيرد تربيت ماها كه همه در موقع خودمان شيخ الرئيس هستيم . بارى چند روز است وارد عراق شده از اول ورود دعواى اجزاى عدليهء اينجا با آنهائى كه از طهران آمدهاند داريم . كار به تعطيل انجمن كشيد . بنده بر خلاف طبيعت مصلح واقع شدهام . از آن طرف امان از لرها كه سربند را بالمره چاپيدهاند . استعداد ندارم هيچ . هى تلگراف است از طهران كه جلوگيرى كنم . هى جواب مىگويم وقتى مىگفتم بىاستعداد نمىروم مىگفتيد پشتگرمى تو به ماست ، برو كتك بخور . بارى به جان عزيزت حواس ندارم . متصل خبر مىرسد كجا را چاپيدند ، كجا را غارت كردند . اين صفحه بسيار بدحالتى دارد . منتصر الدوله حاكم لرستان هستند ، از طهران حركت نكرده . ولايت ثلاث كه حاكمش سالار فاتح باشد در بوتهء اجمال است . بنده هم خوب بود از وجوه استقراضى قدرى همراه داشتم و الّا اول ورود بايد كشكول گدائى به دوش و اول نسيهكارى باشد . چپرى آمدهام . لوازم زندگى ندارم . از سير تا پياز بايد فراهم كنم . اين هم قوزبالاىقوز . از بچهها تقى همراه است . از نوكر سركار كه خراسان است بىخبرم . « 2 » البته اگر اين نوكرها همراه سركار بودند جز افتضاح چه حاصلى مىداشت . پدرسوختهها بىتربيت گشنه گدا . خوب شد همراه نيستند ، و الّا با آنها ساخته پدر تو آقاى بيچاره را در مىآوردند .
از صبح شروع كردهام كه اين كاغذ را بنويسم ، ده دفعه زمين گذاشته ، متفرقهء مزخرف
هامش
( 1 ) - مقصودش منتصر الدوله است كه بيدادى در عراق كرد كه در ايام استبداد كسى را خاطر نبود ( حاشيه مؤلف ) .
( 2 ) - مقصود غلامحسين ميرزا فرزند ارشد عميد الدوله است . ( مسعود سالور )