تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3131

مساهمون:

ص٣١٣١
سالار ملى و احرار امروز باز خبر كرده‌اند ، در مسجد مروى نطق مىشود . حضرت سپهدار در شمران است . امروز هيچ يك از وزرا به وزارت‌خانه‌ها نيامدند . عصر قرار است وكلا با آقاى نايب السلطنه نشسته اصلاح كابينه شود . مىدانيد كه چاكر جزو اين كارها نبوده و نيستم . همين قدر مىشنوم و مىبينم . بدترتيبى پيش آمده خداوند مگر اصلاح كند . صدق الدوله معزول شد . رئيس عدليه هم از استنطاقات خوب درنيامده مبلغها رشوه گرفته كه در عدليه ثابت شده . هنوز مجازات آقاى دلال قند بادكوبه معلوم نيست ( اديب التجار برادرش كه وكيل است آدم خيلى ناقلائى است شايد « كفروا فكروا » كند ) . قزاق روسى به همدان براى نزاع مسلمين و يهود رفت آنجا را منظم كرده و منزل كرده‌اند . حالا هر جا اغتشاش شود فورا آنها دخالت مىكنند . ( پايان نامهء افخم الدوله )

سيل دوازده ذرع

عصر از مدان آفتاب در رفتم قبر قهرمان مقتول را در دهك كنار جاده نمودند . بيچاره آدم زرنگ خوبى بوده حيدر آدم ما ساكن آفتاب در بود كشتند و خانه‌اش سوخته و غارت شده . اينجا سيل به ارتفاع دوازده ذرع آمده ، به قدر پانصد تومان از خانه و باغات و زراعت و حشم خسارت رسانيده . اول ، بنا به رسم معمول مردها نبودند تا كربلائى سيد آقا پيدا شد . آن وقت آمدند ملا حسين جان كندانه سرى را آورده بودند . شب صحبت زياد شد . لطف الله خان هم نيامد . مشغول وصول اجارهء سرخه كوله است .

شاهزاده كشى

يكشنبه 11 - پسر كربلائى سيد آقا مىگفت ميرزاى كلانى داد مىزد امروز يك نفر شاهزاده را آدم بكشد مثل اين‌كه يك بز كشته باشد ( اتفاقا راست هم گفته ) . نصف اجارهء اينجا را هم دادند ، نصف مال داده شد . آدم جولادك و تركان فرستاده بودم همه به كوه رفته احدى نبود .

فيشان - مستبد

عصر به سمت فيشان رفتيم . نزديك آبادى يك مرد و يك زن به سرعت مراجعت مىكردند . من پرسيدم كجائى هستيد گفتند آفتاب‌درى ، اينجا گيوه درست مىكرديم . از اينها گذشتيم به آبادى رسيديم . احدى نبود ، چشم ما هم از اين بىاعتنائى و اين مطالب