تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3130

مساهمون:

ص٣١٣٠
جلال هم از واهمهء كشتن ناخوش شده كه الان هم تتمهء مرض باقى است . اينجا شالىكارى مىشود و گرم است . پشه مثل باران مىريخت . من پشه‌بند داشتم . اما سايرين تا صبح خواب نكردند . شنبه دهم - ميرزا مسيح يا ميرزا اسحق آمدند . معلوم شد سيد را خبر كرده بودند و فرار كرده بود . غلامباشى شب را سرخه كوله رفته ميرزا مسيح شتر خان . رعيتهاى سرخه كوله آمدند . سليمان بالاروچى از شهر مكتوباتى آورده بود . جلال و مهدى و سيد بزرگ با سايرين معلوم شد به آتان رفته از آنجا آمده و رفته‌اند با دشت ، نزد افراسياب خان .

مكتوب عدل الممالك

دستخط مبارك به توسط محمد تقى بيك زيارت ، متشكر گرديد كه هيچ وقت فراموشم نمىفرمائيد . در خصوص شرفيابى خود بنده هم خيلى مايل هستم كه آمده در خدمت بوده . . . « 1 » حضور مبارك حضرت اجل آقاى امير اسعد كه يك دنيا اشتياق شرفيابى دارد رسيده باشم ، تا خدا چه خواهد . شاهزاده داراب ميرزا خوب جنبيده بود ، لكن از طرف سفارت مانع شدند . رفتند آوردند و روانهء روسيه نمودند . بعد از آوردن ايشان ديگر حالا كار زنجان چندان اهميتى ندارد . نايب حسين در كاشان هنگامه دارد . شهر كاشان را متصرف شده و در كمال سخنى مىجنگند . جمعيت زيادى هم جمع كرده تا چه شود .

مكتوب حاج افخم الدوله

دو سه نمرهء روزنامه تماشائى است . با ميرزا اسمعيل خان كه يك ماهه به قزوين مىآيد مىفرستم . اوضاع مملكتى هر روز از يك‌جا صدا بلند است . خمسه را داراب ميرزا اسباب شده بود گويا رفع شد . نايب حسين كاشان را گرفته حكومت مىكند . طهران ، سالار ملى مسجد مروى نطق مفصلى كرده چند نفر از وكلا و بعضى از وزرا را مخل كارها گفته ، سردار ملى لايحه چاپ كرده كه به وكلا نبايد توهين كرد . وزرا يك روز قهرند يك روز آشتى ( اين چه بنائى است كه بگذاشتى ) . امين الملك را شب در خانه‌اش كشتند . قاتل معلوم نشد . عز الممالك در يكى از صندليهاى وكالت جلوس كرد « 2 » .
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است . ( 2 ) - در روزنامهء سابق ديدم كميسيون اعتبارنامه‌ها مىگويد دليلى براى كم بودن سن عز الممالك نداريم و حال آن‌كه دليل روشن چهرهء مبارك ايشان است و از 25 سال علاوه ندارد . ( حاشيهء مؤلف )