تعداد گوسفند يك گله - قيمت سگ گله
گلههاى بالا رودباريها مراجعت مىكنند . مرسوم است هر گله يك ظهردان « 1 » شير مىدهد ، براى ما پنير مىكنند با يك بره . هر گله صحيح پانصد گوسفند است . از كرجى كل كل سرگلهء اوانكى پرسيدم با گرگ چه كرديد . گفت بواسطهء سگها صدمه وارد نشد . سگها را آورد تماشا كردم . گفتم گيرنده هستند . گفت گيرندگى شرط نيست . سگ بايد گرگ زن و گرگ به پا باشد . اين سگهاى ما همينطور است . اما وناشيها از سگهاى خود شكوه داشتند كه چندين رأس بره و گوسفند را به گرگ دادند . سگ در اينجا قيمت دارد . از پنج تومان تا ده تومان و پنجاه من گندم خريد و فروش مىشود . ما يك سگ از اينجا برديم . بعد از چندى از تجريش به همين زوارك برگشت .
عصر از شدت دلتنگى سوار شدم تا كلان رفتم . باران كاملى خوردم . كلان هفت خانوار است . جلال . . . اهل اينجا است . سى سال نوكر ما بود پيرارسال و پارسال تلافى خوبى كرد . حالا نمىدانم كدام جهنم است . دختر كوچكش آمده بود پيش من از پدرش جويا مىشد .
براى بچهها دل من خيلى تنگ شده ، متصل ياد ملكه و روشن هستم . بسيار تلخ مىگذرد . باز همه چيز ما تمام شده حتى گوشت . تهيهء آذوقه براى ما يك مرافعهاى دارد .
تكليف مرا هم حضرت و الا معلوم نمىكند . نمىدانم بايد بمانم يا خودش تشريف مىآورد . كارها هم كه هنوز خوب اصلاح نشده باز انتظار وكلا را دارند و تا آنها نيايند يا در طهران حبس و مجازات نشوند كار يك طرفى نخواهد شد . متصل بايد زد و خورد داشت .
وضع الموت
جمعه 17 - وضع الموت كمال شباهت را از خريد و فروش و ما يحتاج به مملكت ايران دارد . تمامش به توسط غير است . هر چه از هر جا پيدا مىكنيد بايد تحويل ديگرى شود . اينها چند چيز براى فروش دارند : روغن ، پنير ، كشك و پشم . اين چهار چيز را طالقانى هميشه پيش خر مىكند و نصف بها قيمت مىدهد . گردو و سردرختى اگر باشد تنكابونى مىبرد . برنج [ را ] قزوينى سلف مىخرد . خودشان ابدا دخيل نمىشوند . تمام فايده نصيب ديگرى است .
هامش
( 1 ) - ظهردان - ديگ .