تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3104

مساهمون:

ص٣١٠٤

شركت تعاونى

حالا اگر بشود يك شركتى تشكيل داد كه خودشان پولى بدهند ، هم امتعهء مرغوب خوب به قيمت مناسب بخرند هم منافع در آخر نصيب خودشان شود خيلى بهتر است . اما مشكل مىدانم همچو چيزى بشود و حال آن‌كه اين شركتها خيلى منافع دارد و در فرنگستان ما بين تمام عمله‌جات كارخانه‌ها و رعاياى دهات مرسوم است .

نايب الحكومه‌هاى الموت

الموتى حق دارد از ما شكوه و شكايت داشته باشد . در ظرف اين مدت مديد نواب و مباشرين ما جز جيب‌برى و نفع شخصى و خرابى رعيت به هيچ چيز نپرداختند . شش سال رفعت السلطان با كمال استقلال نايب الحكومهء اينجا بود يك دكان بزازى داير نكرد . يا چهارده سال فرج الله خان مرحوم حاكم بود يك گيوه‌دوزى ترتيب نداد . معتضد الممالك چهار سال بود يك كوزه فروشى باز نكرد كه از قزوين كوزهء آب‌خورى نيارند .

گرانى الموت - قيمت گيوه

و حال آن‌كه [ با ] آن دوام و آن استقلال تام تمامى كه آنها داشتند تمام اين كارها به سهولت و آسانى مرتب مىگرديد و امروز الموتى راحت و آسوده بود . آنقدر فقير و بىچيز نشده بود . هر چيز را چهار مقابل پنج مقابل قيمت اصلى آن پول بايد بدهد . مثلا سرچپق در قزوين يك پول است اينجا پنج شاهى ، كبريت دوازده عدد پنج شاهى است اينجا اگر باشد قوطى صد دينار است . هر يك ذرع چيت را همدانى به قيمت يك توپ ماهوت مىدهد و قس على هذا . همه چيز گران است . من گيوهء خوب از شهر براى نوكرها خريدم جفتى شش هزار اينجا گيوهء خيلى خيلى بد را يك تومان و دوازده هزار مىدهند . اگر خدا خواست اين نزاع ما به آخر رسيد ، دوامى و مجالى كردم هر شكل باشد من حوائج اينها را فراهم مىكنم و نمىگذارم آنقدر پول بدهند و آنقدر امتعهء بد و گران بخرند و آنقدر براى تحصيل هرچيز دچار زحمت بشوند . به نظر خودم كار سهل آسانى مىآيد . دو چيز لازم دارد : يكى مختصر پولى ، ديگر آدم امينى . اولى آنقدر سخت نيست دومى خيلى اشكال دارد . على اى حال من در اين خط مدتى است فكر مىكنم و انشاء الله به جائى خواهد رسيد .