چرا عدليه نمىروند
كاغذ ديگرى از كارهاى سابق و لاحق الموتى با حضرت و الا و خودم كه حالا هم البته به حالت مظلوميت و گردنهاى كج ، رختهاى پاره پاره به انجمن مىآيند . بنده از حرف حساب گريزان نيستم . هركس از من شكايتى ، تظلمى دارد چرا به عدليه نمىرود . پس اينها تظلمى ندارند ، فقط مىخواهند به عريضهجات جعلى و مهرهاى دروغى و اين اشتباهكاريها حق را باطل كنند . به عبارة اخرى به هوهو و قال و مقال حريف را از ميدان در كنند . چون مىدانم مهدى و چند نفرى كه شهر رفتهاند به تحريك شيخ محمد على آنجاها خواهند رفت اما به عدليه از ترس مجازات و مخارج و رسيدگى نمىروند .
بارى به طهران هم خيلى كاغذ نوشتم خصوصا به دوستان و آشنايان كه مدتى است از آنها خبر ندارم .
سيل
پريروز رعد و برقى شد ، باران شديد و تگرگ كمى آمد . سيل از هر سمت حركت كرد . تماشاى كلى داشت . اما الحمد لله به زوارك ضررى وارد نياورد . جز اينكه تمام جوها را پر كرد و بايد دو مرتبه زحمت بكشند . اما در يارفى ، كوشك دشت ، مدان ، هرانك ، بوكان ، شتر خان بىاندازه خسارت وارد آورد . اغلب زمينها را ضايع و خراب كرد و حاصل زير لات ماند . اينجا كوهستان است هيچ اعتبارى ندارد . متصل سيل خرابى مىكند و زمينها را لميزرع مىكند .
تا چند روز پيش هيچ نهرها را پاك نكرده بودند و آب به دهات نياورده بودند از ترس سيل ، تا مطمئن شده پاك كردند باز خراب كرد . بدتر از همه رعيت هم نيست . هر ده چند نفرى [ هستند ] كه تمام اين زحمت به عهدهء آنها است . در يارفى چهار نفر مرد بود و پدرشان پيش چشمشان آمد تا آب را به برنج رسانيدند .
من آخر ستارهء هاله را نديدم . چند شب ابر بود چند شب برنخاستم . جز آتانيها كسى در اينجا نديده است . آنها هم براى آنكه در بلندى واقع [ اند ] و خانههاى آنها رو به مشرق است از همان توى اطاق و رختخواب ديده بودند .
زبان الموتى
بيشتر سبزىكارى ما را اين سيل و تگرگ خراب كرد . تگرگ را الموتيها « ترسيك » مىگويند . زبان الموتيها درست جداست و هر وقت با هم تكلم كنند ما ملتفت نمىشويم .