تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3101

مساهمون:

ص٣١٠١
بايد ترجمه كنند . براى همه چيز لغت دارند . بيشتر فارسى قديم است . چهارشنبه 15 - افراسياب خان كاغذ مفصلى در باب مهدى و غلامرضاى مدانى نوشته . ملا عابد با دشتى را روانه كرده بود صحبت خيلى شد . احكامات و نوشتجات را دادم تمام خواند . جواب هم نوشتم جز حكم عدليه احكام كسى را اطاعت ندارم . مرجع تظلمات عمومى عدليه است . حاكم نمىتواند به تظلمات رسيدگى كند . هركس از من تظلمى دارد بايد به عدليه عارض شود نه جاى ديگر .

محبوس دورهء جديد

سيد علينقى جيرين دهى با كربلائى محمد آقا نزاع كرده سر كربلائى محمد آقا و پسرش را به شدت مجروح [ كرده ] به قدر دويست تومان ديه وارد آورده بود . الموت عدليه كه ندارد ، حاكم ندارد . خواستم طرفين را شهر روانه كنم قبول نكردند . [ گفتند ] صاحب ما شما ، ارباب ما شما ، خودتان حكومت كنيد . لاعلاج سيد علينقى و دو نفر ديگر [ را ] كه ضارب بودند توقيف كردم ، يعنى در يكى از اطاقهاى قلعه . شام ، ناهار ، چاى همه چيز هم گفتم دادند از خانهء خودشان بهتر . به كلى بر خلاف ايام گذشته كه محبوس هركس باشد و هر كار كرده باشد از آدميت و انسانيت بايد خارج باشد . سيد علينقى بواسطهء حركات سال گذشته بسيار ترسيده بود . اما خير مسلك من بىطرفى است . هيچ از اول مايل نشدم به دستيارى دوستان از دشمنان انتقام بكشم كه اين انتقام مثل سابق باعث كينه بشود و تا موقع به دست آوردند تلافى كنند . بلكه مىخواهم همه را دوست كنم تا از اين اتفاقات كمتر واقع شود . همه گمان مىكردند من سيد را تنبيه سخت مىكنم . اما خير دو سه شب توقيف شد تا ملا يحيى وركى و كربلائى سيد آقا ريش سفيد جيرين ده با جمعى آمده توسط كردند ، كربلائى محمد آقا هم راضى شد و عفو كرد مرخص كردم . شنيدم سيد در محل توقيف گفته بود دور همچو اربابى بايد گشت ، تا جان دارم خدمت‌گزارم و نوكر .

زريچ - قارچ

در اين ماه بارندگى زياد و به موقع شد بيشتر ايام عصر و شب بارانهاى خوب آمد . « زربچ » يك گياهى است كه ساق آن را مىخورند ، در ييلاقات عمل مىآيد . به كلى بر خلاف ريواس است . او سرد است اين گرم . اين شيرين است ، ريواس ترش . قارچ گاهى مىآورند خيلى بزرگ مىشود تا به قدر يك « قهوه سينى . »