كنند و ساكت شوند . خود رفتن به اين اختصار من ، بدون گرفتن سيورسات و معمولات سابقه خيلى باعث اميدوارى آنها شد . هر چه دادند كسى چيزى نگفت . ديگر براى هر اسبى يك من شاه جو كسى نخواست . پنج من قند كسى نگرفت و قس عليهذا . هر يك از اين مطالب پيش آنها تازگى دارد .
ايلان و جنگل اورس
صبح دوشنبه - سوار شديم . راه ما همه جا سربالا و سخت بود تا به ايلان رسيديم .
شكر الله ايلانى از آن شارلاتانها است . چون در يارفى رعيتى دارد خودش را رعيت مخصوص مىداند . زبانآور غريبى است . يك بره بغل پسر هاشم كدخدا داد تا سرگردنه آمده بود . نزديك ده پسر باقر هم رسيد و مرده قلى پيرمرد طناب گاو خيلى رشيدى به دست براى استقبال ايستاده بود . مردان ده همينها بودند . زن زيادتر بود اما در مىرفتند و از گوشه و كنار ما را نگاه مىكردند . اين حجاب حضرات گويا بواسطهء زن گرفتن عباس و اقامت آنجاى اوست ، و الّا هيچ علت ديگر نداشت . قدرى در بالاخانهء كدخدا خستگى در كرده چاى از خانهء عباس آوردند صرف شد . كدخدا براى خريد گندم به اصطلاح اينجا عراق رفته ، مابقى مردها و زنها و دخترها تنكابون . ايلان جنگل اورس بسيارى دارد . اما دهات اطراف از بس به سرقت يا زور بريدهاند خيلى كم شده . چند سال بگذرد به كلى تمام مىشود . هرقدر هم غدغن مىكنم ثمر ندارد . جلوگيرى مختصرى از ساير دهات مىتوانند بكنند . اما از عهدهء آتانى برنمىآيد . به قدر هزار تير هم امسال بريدهاند .
راه ما سرپائين شد و همه جا توى دره و از روى سنگهاى تخته تخته تمام را پياده آمدم ، آن هم به اعانت شكر الله و پسر كدخدا . من نمىدانم خودشان چطور متصل از اين راهها عبور [ مىكنند ] و بار و قاطر مىبرند . دم طويلههاى ايلان سربالا از دم كوه شديم . دو كبك ديده شد . يكى را ابو القاسم زد پر شكن شد . پيادهها گرفتند . تا خرلت شكارگاه خودمان سربالا رفتيم ، از آنجا سرازير . دو شكار هم از دور ديده شد . معلوم شد باز شكار باقى مانده . چهار از دسته گذشته وارد زوارك شدم . الحمد لله حملهء پلتيكى ما به خوبى و خوشى اختتام يافت . تا بعد خدا چه خواهد . « 1 »
هامش
( 1 ) - به قول جناب نصير الدوله تا لغت « كنار آب » در ايران متداول است در دهات مبال معمول نمىشود چنانچه در الموت ندرة اگر باشد . در اتان كه به كلى ممنوع است . پارسال حيدر قلى خان دو سه تا ساخته بود در ايام انقلاب خراب كردند . يك شبانهروز بيرون نرفتم . آمدم ايلان اينجا هم نداشت لا علاج همرنگ جماعت شديم . ( حاشيهء مؤلف )