مىآمد هر جا را سئوال مىكردى هاشم اينجا كجاست مىگفت ولايت ما نيست ، ما بلديت نداريم . هر سمت كوه را هم نشان مىداديم هاشم از اينجا مىشود رفت مىگفت خرابه است .
كوچنان
وارد منزل كدخدا هاشم شديم كه بالا خانههاى خوبى دارد . كوچنان هشتاد تا نود خانوار است . در توى تنگه كناررود واقع [ و ] دو سمت كوه است . صبحها دو از روز گذشته آفتاب مىشود ، عصرها دو به غروب مانده آفتاب غروب مىكند . باغات بسيار منظم خوبى دارد . همه چپر كشيده و با ترتيب . ييلاقات خوبى هم براى علفچين و علفچر دارد . گويا به قدر هزار و پانصد تا دو هزار اصله درخت ديمى و آبى گردوى كهن داشته باشد . مردمانش نسبت به ساير دهات غنى هستند . اما اين اغنياء به مراتب فقيرتر از فقراى دهات قزوين و عراق مىباشند . از كوچنان مرد زياد به تنكابون رفته اما زن ممنوع است و مىگويند هيچ رسم نيست برود . اين ننگ را كوچنانى به گردن نمىگيرد .
آب و هواى كوچنان خيلى ملايم و خوش و بىباد است .
موعظه
رعايا جمع شدند موقع خطبه و موعظهء من شد . آنچه مرحوم آقا سيد جمال در منبر مسجد شاه مىگفت تمام را من براى اينها گفتم ، بعلاوه آنكه خيلى چيزها را از خود علاوه كردم . حالا آن مرحوم يك مرتبه مىگفت من نه . هر چند نفر رعيت كه تازه مىآمد مىبايست حرفها را از سر بگيرم . خصوصا وقتى كه دو سه نفر اندجيها آمدند . چون مركز فساد اين ناحيه يكىاش اندج بود كوچنانيها خواهش كردند من از اول بسم الله الرحمن الرحيم گرفته تا آنجا كه رسيده بودم مجددا بگويم . بارى چه زحمت بدهم بقدرى من موعظه كردم و صحبتهاى تازه تازه براى آنها كردم ، از بدى ظلم ، خوبى عدالت ، محسنات مشروطه ، از فلاحت و رعيتى ، حقوق ارباب [ و ] حق رعيتى و اينكه رفع ظلم بايد كرد حالا اين ظلم را به قول آقا سيد جمال كلاهى مىكند نگذاريد ، سيد مىكند نگذاريد ، آخوند مىكند نگذاريد . از قبا قرمز نترسيد . از مأمور واهمه نكنيد ، پشت هم باشيد ، اتفاق كنيد كه رعايا به جاى گوش با چشمها استماع مىكردند و به همديگر مىگفتند ما شاء الله ارباب خوب مىگويد ، ارباب هم به اين خوبى مىشود . آخر هم چون ديدم كوچنانيها خيلى مقدس هستند گفتم اين املاك را حضرت و الا از دولت خريده ، از علماى نجف اشرف هم خريدارى كرده ، شرعا عرفا ملك اوست . نماز شما ، روزهء شما ،