ارباب ملك به سى چهل قدمى مىرسد گاو بينوا را زمين زده آن وقت مير آخور يا جلودار تاخت مىكند و مىگويد مرخص فرمودند ، مرخص فرمودند ! آنها باز دست برنمىدارند و يك قال مقالى مىكنند تا سوار نزديك شده با دست يا شلاق يا چوب خود يكى دو نفرى را از اشخاصى كه هجوم به سر گاو آورده و به دروغ مىخواهند او را ذبح كنند رد مىكند . در اين موقع حاكم يا ارباب ملك نزديك شده گاو رها شده مشغول چرا است .
گوسفند بيچاره بلاگردان گاو مىشود ، ذبح كرده سرش را هم آن سمت جاده مىبرند كه از ميان سر و تنه بايد رد شد . حالا گاه مىشود چاقو يا كارد تيز نيست چندين دقيقه خان بايد بايستد تا سر از تنه جدا و به سمت ديگر جاده برده شود . اجزاء طويله گوسفند را برداشته و يك مبلغى هم به عنوان « رسوم گاو » دريافت مىكنند .
رسوم گاو
چنانچه وقتى كه ما خمسه رفتيم تا شهر بيست و هشت تومان « رسوم گاو » شده بود و ما بين اجزاء طويله تقسيم شد . شيراز با نظام الملك مبلغ كلى گرديد . هر ده بزرگتر باشد رسوم زيادتر است . حالا اگر هنگام پياده شدن و منزلگاه باشد براى گوسفند بسا هست يك مرافعهء كلى ما بين اجزاء طويله و فراش خانه واقع مىشود ، يكى سر گوسفند را گرفته ديگرى پايش را . اين مىكشد آن مىكشد . فراش و مهتر هم با چوب و چماق توى سر همديگر مىزنند ، قمه كشيده همديگر را زخم مىزنند . يك مرافعهاى [ مىشود ] تا از هم جدا كنند . گوسفند هم تكه شده و هر عضوش به دست يك نفر است . پارسال در الموت افخم الدوله موقوف كرده بود . من هم به همان نيت هستم كه به كلى متروك دارم .
اما حالا قهرا براى من اين امر واقع نشده و نمىشود .
هاشم تفنگچى
همايون را گفتم تقى كدخداى اندج را با يكى دو نفر ريش سفيد پيدا كرده كوچنان بيارد . از دك گذشتيم كه منشاء و منبع اين فسادها از اين دهكدهء كوچك بواسطهء ملا محمد كر مسئلهگو برخاست . اينجا چند نفر رعيت كه يكى عموى ملا محمد بود مشغول كندن جوى بودند . ابزارها را زمين گذاشته جلو آمدند احوالپرسى كرده . گفتم بيايند كوچنان . در كوچنان رعايا جلو آمده بودند با هاشم كدخدا . يك بره هم بغل گرفته بودند خواستند بكشند نگذاشتم . قدرى رد شده كربلائى هاشم تفنگچى معروف آنجا پيدا شد كه حالا خيلى پير شده و ديگر منحنى [ شده ] و از كار افتاده است . اين هاشم تفنگچى هميشه اسباب صحبت و خندهء ما در اسفار سابقه بود . از كوچنان كه بيرون