اما رقعهء افخم الدوله پس از تفصيلات الموتيها و عدليه و جريمه دادن آنها و التزام ده يك ، كتككارى سيد مهدى جريندهى و شفيع اتانى و بىپولى و مرافعهء حسين و تقى اين مختصر را نوشته بودند .
نامهء افخم الدوله
اوضاع داخلى . وزراء بيست روز در استعفا بودند آخر باز همان كابينه برقرار شد به عوض شدن داخله با جنگ . تلگراف و پست هنوز معلوم نيست . ديشب پريشب قزاق و ژاندارم دعوائى كردند كسى كشته نشد . عمل نان خيلى مغشوش است هيچ پيدا نمىشود . ( تقى نوشته بود صبح دكان نانوائى مىروم عصر چهار دانه نان اگر با على مدد بگيريم ) .
اوضاع جنوب
مجاهدى كه براى شيراز مىرفت سر خود به سر نايب حسين مىريزند و پسر او را مىكشند . نايب حسين هم حامد بيك رئيس دستهء مجاهد و هيجده نفر را كشته بعد فرار مىكند . شيراز حالت خوشى ندارد . بر ضد اين اوضاع حرف مىزنند . قونسل انگليس كه به شيراز مىرفت در راه اصفهان و فارس كه صد سوار همراه داشت از ئيل قباد كه مىگويند ايل رشيد معتبرى است سر آنها ريخته دو نفر سوار هندى انگليس كشته ، خود قونسل با سوار ايرانى سلامت فرار مىكند . عباس خان چنارى را دنبال كرده بودند فرار به خانقاه سيد نجم الدين كرده است .
در باب مواجبها هنوز معلوم نيست و ختم نشده است . هر روز يك وسيله براى طفره هست . نور چشمان سلامت . عينى درس مىخواند ، گاهى خودم مشق مىدهم .
شعاع الدين ميرزا با هزار تنبلى و تفصيل كاغذى مرقوم داشت . ساير دوستان و آقايان سلامت [ اند ] . هر وقت بنده را ملاقات مىكنند عرض سلام مىرسانند . بهاء الدوله تازه آمده ، عين الملك . . . را صيغه كرده در شغال آباد منزلى گرفته متصل آنجاست و با زن خودش برهم زده . مقتدر نظام به زور داد و فرياد مفتش ادارهء نمك شده پشت ميزى را به زور صاحب شده . دختر هفت سالهاش مرحومه شد . خودش سرخجه بيرون آورد ناخوش بود . اما ديروز ديدم منوچهر ميرزا را چسبيده و مشغول كار شده است . روزنامه جز « پليس ايران » كه به زور و عنف مىآورند ندارم . آن هم مهمل است . با وجود آن چند نمره ارسال شد .
( پايان نامهء افخم الدوله )