تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3084

مساهمون:

ص٣٠٨٤

اعانه براى انجمن فرهنگ

دو روز و سه شب آنجا روزها گاردن پارتى طرف عصر مىدادند شبها تياتر براى اعانهء « انجمن فرهنگ » . بليط گاردن پارتى يك هزار ، آنجا هم به انواع و اقسام چيزى مىگرفتند . بليط تياتر از پنج هزار الى سه تومان . در آن عمارتهاى جديد كه آنجا من ياد نداشتم در عهد خودش مهمانى داده باشد . جمعيت قريب هزار نفر بود . صندلى من نمرهء اول و اول صف واقع شده بود ، بعد صمصام السلطنه و سردار محتشم ، معز السلطان و غيره . قوام السلطنه ، مشير الدوله ، معاون الدوله هم بودند ( معاون الدوله وزير خارجه شده ) . قوام السلطنه گويا معاون وزارت جنگ بشود . دبير الملك معاون وزارت داخله شد .

تياتر عدليهء سابق

اما بازى تياتر مجالس متعدد از وضع عدليهء سابق استبداد صغير بود . آن وقت كه مشير الدوله وزير عدليه بود و اين بازيها چندان مزه نداشت و نصف اعظمش دروغ و غيرواقع [ است ] . اما دو بازى آخر كه مجلس مشديهاى طهران و وضع عرق خوردن و صحبتهاى آنها ، بعد بدمستى و عربده بود بسيار بسيار خنده‌دار و عين واقع بود .

كميابى نان

ساعت پنج و نيم از شب رفته مجلس تمام شد كه نم‌نم باران مىآمد . امسال بارندگى هيچ نمىشود ( مثل الموت كه بيم خشكى و نروئيدن علف مىرود ) . نان كمياب و بسيار بد . ديروز قسمى بود كه نصف بيشتر اين شهر نان پيدا نكردند . در باب اسباب فشنگ پركنى اگر قاصد نمىفرستيد با پست قزوين جواب بنويسيد . احتمال هست كه خودم از راه قزوين به فرنگستان بروم ، اسباب را همراه به قزوين مىآورم و مىدهم بفرستند الموت . زياده قربانت . ( پايان نامهء عماد السلطنه ) از قرارى كه ديگران نوشته بودند آقا خيال مسافرت فرنگ را با همه بىپولى دارند . كاش من هم طهران بودم خودم را به آب و آتش زده همراه مىرفتم .

نامهء شعاع الدين ميرزا

رقيمهء كريمه حضرت شراكت‌پناهى كه پس از قرنى زيارت مىشود .