تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3081

مساهمون:

ص٣٠٨١
ميان الموت روگيرى نيست مگر معدودى از زنها . مثلا در اين زوارك فقط عيال ملا عباس مرحوم است . اما از ما رو مىگيرند و به محض رؤيت كلاه سياه در رفته در يك سوراخى پنهان مىشوند . خوشگل هم كم دارد . روى هم رفته زشت و سياه چهره مىباشند . مىگويند فقط در دينه رود زنهاى خوشگل زياد است .

بالاروچ

جمعه 26 ربيع الثانى - من امروز پيش خود قصد كرده بودم بروم بالاروچ كه مركز و منبع اين فسادها است ، بواسطه وجود ملا يوسف و مفيد و دو نفر طلبهء ديگر . حسب الاتفاق ديروز عصر پاكتى از صدق الدوله براى ميرزا حسن خان مىرسد كه با رحيم خان فورى به شهر بيائيد . شب به اسمعيل خان نوشتند . از گرمارود آمد سحر رفت . در صورتى كه حضرات قبل از او رفته بودند . غنيمت شمرده چهار ساعت به غروب مانده سوار شدم . نيم ساعت راه است . مقابل قلعه در بلندى سمت جنوب ما و شمال البرز واقع است . خيال هم داشتم ملا يوسف را با خود قلعه آورده روانهء تنكابونش كنم .

ملا يوسف

بعد از زيارت در پائين امامزاده نمد آبدارى انداخته نشسته بودم ملا يوسف آمد . قدرى گذشته ملا شعبان و ملا حسن ، ريش سفيدان و ملا رستم هم آمدند . اين ملا رستم شكارچى خيلى قابلى و از ارادت كيشان قديم است . مختصر سر صحبت را خود ملا يوسف باز كرد . من هم ناچار شدم آنچه ميل داشتم گفتم و تقصيرات او را با حضور رعايا يكان يكان شمردم ، چنانچه آخر همه را تصديق و اقرار كرد و بقدرى عذر خواست و « پاردن » هاى « 1 » ايرانى . . . و فرنگى با حضور همه خواست كه من از آن نيت اول خود منصرف شدم . من‌جمله در ضمن حرفها رو به رعايا كردم گفتم سه سال است اينها شما را فريب داده و متصل از شما به عنوان وكيل و پول تلگراف و خرجهاى ديگر پول گرفته‌اند كه اين املاك خالصه نيست و ما برمىگردانيم . خود اين ملا يوسف و اين چند نفر دو دانگ از اين بالاروچ را از حضرت و الا خريدارى كرده‌اند . الان قبالهء آن دو دانگ را بياورند حضورا پاره كنند ، من هم قبالهء چهار دانگ را به شما تسليم مىكنم . ضرور اين همه خرج و زحمت نبود . يك مرتبه گفتند ما كى گفتيم خالصه نيست ، ملك شما نيست . آن وقت رو به رعايا
هامش
( 1 ) -Pardonne.