علنى بد مىگويد و ضديت دارد . اما اين كارها پس از قلع و قمع رحيم خان و اطاعت شاهسون تمام پوچ و بىمعنى است ، هيچ قابل اعتنا نخواهد بود . از مسيو يپرم خبرى نشنيدم . معلوم من نشد مرده يا زنده است . يك دانه روزنامه براى من روانه نمىكنند .
ملا شكر اللّه طبيب
جمعه چهارم ربيع الثانى - ميرزا على اكبر كدخداى جديد گرمارود از تنكابون مراجعت كرده بود . ملا شكر الله نامى هم در آنجا بود خودش را قاضى لقب داده بود . اين شخص بزرگوار در طهران چندين سال قبل يكى دو ماهى معلم بچههاى اميرزادهء مرحوم بود . يك جلد كتاب شاهنامه سرقت كرد . الموت آمد طبابت مىنمود . جمعى را به آن دنيا روانه كرد . دو سال است از آدم كشى دست كشيده قضاوت و مال مردمخورى را سودمندتر ديده . نور على مىگفت ما راضى به اين كارش هستيم . براى آنكه مال ما را مىگيرد نه جان ما را مثل سابق . به عزم زيارت مشهد مقدس اين دو روزه رفت . كربلائى خانبابا هم تنبيه خوبى شد .
كتك خوردن خانبابا
موقع رفتن گرمارود گرديد . به عنوان حمام كه حمام زوارك بد است خبر كردم ، بعد از ناهار بروم . حضرات مكتوبى نوشته از صبح دعوت كردند . سه ساعت از دسته گذشته سوار شديم . يك ساعت راه بود . رعيت تمام استقبال كردند قربانى آوردند . اربابى شديم ، آدمى شديم . در بالاخانه ميرزا على اكبر پياده شديم . ريش سفيدان آمدند ، خيلى غمخوارى از كتك خوردن خانبابا كردم . بعد قدرى نصيحت و دلالت . همه حاضر اطاعت شدند . اسمعيل خان گماشتهء پيشكار ماليه با محمد حسين زواركى پيدا شدند .
محمد حسين خلوت آمد پيش من . قسم خورد رعيت خسته شده و حاضر آمدن است ، اما ميرزا حسن خان نمىگذارد و امروز مدعى اوست . محمد حسين حالا تحويلدار جنسى است و با اين مأمورين از طرف ميرزا حسن خان مىگردد . كدخداى يك محلهء زوارك است و طهران پارسال باباقاپچى بود . به توسط محمد حسين براى سيد بزرگ پيغامات دادم .
اصلاح با رعيت
بعد از ناهار ميرزا على اكبر و ريش سفيدها آمدند كه اين مأمور مىخواهد مثل آن يكى بكند . شما عمل نقد و جنس ما را تمام كنيد . خودتان سند بدهيد ما به شما