قوانين موضوعهء قزوين
من خواستم اين احكام را نگاه دارم و براى عدليهء طهران روانه كنم مأمور نداد و با آنها كار داشت و مىگفت بعد كه شهر رفتيم از ما گرفته نگاه مىدارند . قوانين موضوعهء عدليهء قزوين معلوم نيست از دماغ كيست كه خيلى تماشا دارد . باز روزى چهار هزار مىنوشتند چيزى بود ، فرسنگى چهار هزار آن هم سه تا چهار تا حكم با يك نفر بىاندازه گزاف است . سوارى كه همراه من فرستادند شام ، ناهار ، قند ، چاى ، كاه ، جو ، حتى پول حمام و توتون چپق از من گرفتند . جيره و مواجب ديوانى هم داشتند . باز گفتند روزى دو هزار به هر نفر بدهم . اگرچه من ندادم اما از اين بيچارهها گرفتند و هرجا بروند خواهند گرفت .
مىگويند قانون است . حاشيهء حكم ما نوشته « چك و چونه » ندارد .
پنجشنبه 19 - امروز هوا صاف بود و تا عصر بيش از چند مرتبه ابر و باران و آفتاب شد . زمستان عقبافتاده هر شب در دهات اطراف كه در كوه واقع است برف مىآيد .
غارت كربلائى شكر اللّه
ديروز واقعهاى رخ داد خيلى اوقات مرا تلخ كرد . اگرچه به حمد الله عصر رفع شد . نرم لات مزرعهاى است بالاى گرمارود ، جاى بسيار سرد و سخت بدى . امامزادهاى هم دارد .
يك خانوار رعيت آنجا داريم كربلائى شكر الله نام كه دخترش را ابو القاسم خان پارسال گرفته اولادى هم دارد ، بسيار بچهء قشنگ خوبى . خانم بزرگ هم اسمش را گذاشتهاند . دو پسر اين شكر الله دارد خيلى رشيد ، خيلى زرنگ ، در پيادهروى تا ندارند . اين بيچارهها اين جاى سخت بد كثيف را مسكن گرفته منزوى و گوشهنشينى اختيار نمودهاند كه آسوده باشند . اما پارسال چه به سر اينها آوردند فقط براى آنكه دولتمند بودند و دخترى هم به ابو القاسم خان داده بودند . دل سنگ كباب مىشود . يكصد و پنجاه گوسفند و سه قاطر و آنچه مخلفه و اثاث البيت داشتند غارت كردند كه از اول بهار تا آخر پائيز تمام گذران اين خانوار از گوشت شكار شد . قدرى خوردند ، قدرى را به طالقانى فروختند مايلزم ديگر خود را فراهم كردند و دو سه ماه همان در كوه مخفى بودند .
بردن قاطر
ابو القاسم خان قاطرى از شعاع لشكر سررشتهدار فوج قزوين خريده بود اما پولش را نداده بود . اين قاطر را نرم لات فرستاده بود . يكى از نوكر نوكرهاى سپهدار از نرم لات گذشته بود آمده دربا دشت به آدمهاى سپهدار عارض شد ساعت مرا در نرم لات سرقت