تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3032

مساهمون:

ص٣٠٣٢
اگر حكايت ديروز روز است ما را نبريد كه اين مراتب خواهيم مرد . اين سه نفر را هم بعد اخراج كردند و رفتند سر كار اول . به هيچ نوكرى ، به هيچ كارى راغب نيستند مگر شيطنت و رفتن تنكابون نوكرى آنجا . يك نفر مأمور از عدليه آمد سه حكم داشت . اينها را شيخ محمد على روانه مىكند و پشت سر هم پيغام مىدهد براى آنكه خيال رفتن قلعه را نكنيد . يكى براى ميرزا على اكبر پسر قاضى مقتول كه بيچاره قلعه آمده بود كه شيخ محمد مال الاجارهء دك را مىخواهد . در صورتى كه دك ملك حضرت و الا است . قاضى ملا عيسى پيرمرد و از دوستان ما بود به همان جرم مقتول [ شد ] و قريب سه هزار تومان دارائى او را بردند . اگر او و ساير كدخدايان مقتول نشده بودند هرگز الموت اين شكل نمىشد . ميرزا على اكبر از من ديدن كرد . مهدى و حسين آقا رفتند خانه‌اش هفت تومان جريمه گرفتند . پول نداشت گلوبند عيالش سه اشرفى بود به عوض باز كرده و داد . حالا هم عارض برايش تراشيدند . ديگرى براى شيخ حسين از ارادت كيشان قديمى ما كه فلان رعيت ادعاى كروم خود را مىكند . ديگرى براى اسدنام گرسنهء گداى ديزانى كه زنى گرفته و اينجا مسكن كرده . تا شتر خان را ده فرسنگ حساب كرده بودند .

دستمزد مأمور

پسر قاضى چهار تومان فرسنگى چهار هزار به مأمور برحسب قانون جديد بدهد ، آن وقت تا گازر خان كه يك فرسنگ با شتر خان مسافت دارد چهارده فرسنگ نه تومان ادعاى از اسد بود . پنج تومان و شش هزار به مأمور بدهد تا محل شيخ حسين كه خوبان باشد و دو فرسنگ تا شتر خان فاصله دارد پانزده فرسنگ شش تومان به مأمور بدهد . در حقيقت يك مأمور فرسنگى دوازده هزار گرفت و حال آن‌كه اسب هم نداشت . پياده آمده بود . خرج خودش و اسبش را هم همه جا گرفت ، آن هم بدون ثبوت ، بدون رسيدگى و ترافع از معروض بيچاره . براى نه تومان ادعا اسد بينوا اول پنج تومان و شش هزار بدهد ، آن وقت برود شهر . آيا ثابت شود يا دروغ باشد ، ظلم است ظلم . در صورتى كه اينجا نايب الحكومه دارد و براى نه تومان يا اجارهء دروغ دك يا چهار تا درخت راست يا دروغ نبايد مأمور بيايد كه پانزده تومان شش هزار سواى مخارج بگيرد و آن‌وقت هم همه را شهر ببرد و معلوم شود خلاف است . طرف هم جريمه يا خسارت ندهد .