وضع هوائى الموت
بيشتر مانع كار من همين جبن الموتى از قتل و غارت سال گذشته است و محقق دارند كه امسال هم مىشود و من هر چه تا امروز خواستم از ذهن رعيت خارج كنم ممكن نشده . هرچه عريضه مىنويسند همين مطلب است . ما از تمكين و آمدن و دادن اجاره سرپيچ نيستيم اما مثل پارسال ما را مىكشند ، غارت مىكنند . صبر كنيد بهار بگذرد !
بنفشه و بيدمشك
يك موسى ديگر هم تنكابون نزد امير اسعد فرستادم . قدرى شيرينى قزوين ارسال شد . درست امروز سه قاصد من روانه كردم با يك شال دستمال مكتوب . هوا ابر است باران مىآيد . زوارك هوايش معتدل است از اين پائينتر تمام برنجكارى است و تابستان بدى دارد . بالاتر سرد است . اينجا تابستان خوب [ است ] و زمستان هم آنقدر سرد نيست .
ساير دهات كه در كوه واقع هستند تا يك ماه ديگر زمستان و برف دارند ، ما اينجا باران داريم . اما وقتى كه از اطاق خود به بالاروچ و ورك كه نمايان است نگاه مىكنم متصل برف مىبارد . بنفشه و بيدمشك باز شده . بقدرى در باغها بنفشه و بيدمشك هست كه تمام فضا را معطر كرده . حضرت و الا يك ميل مفرطى به بيدمشك دارند . نهال آن در اين باغها بسيار است . من هروقت از نزديك درخت بيدمشك مىگذرم ياد حضرت و الا را مىكنم و يقين دارم تمام را خودش كاشته به دست خودش . از بس دوست دارد .
هفتسين عيد
هفتسين معتبرى زن پرويز خان و دايه پوشيده و عيال ملا عباس جناب براى من روانه كرده بودند . براى هر يك خرج شب عيدى دادم .
يكشنبه 15 - جهانگير از شهر آمد با لوچهء آويزان چنانچه من گمان كرده بودم . اما به روى خود نمىآوردم . طومانيانس برات رانكول نوشته معلوم شد باد اين خبر را به گوش حضرت و الا رسانيده و قدغن كرده است . حالا مانديم بىپول و بىاعتبار . خرجى خودم هم دارد تمام مىشود . ماشاء الله جمعيت زياد روزى مبلغ كلى خرج مىشود . اين هم يك مصيبت تازه و غم بىاندازه شد براى من ، اين مسافرت من به الموت موانعش بيش از سفر سياحان قطب شمال شده . هر دقيقه يك مصيبت و مانعى پيش مىآيد كه از آن كوههاى يخ و خرسهاى سفيد به مراتب دفعش مشكلتر است .