تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2991

مساهمون:

ص٢٩٩١
كه اين هرزگيها زير سر كارگزار و غياث نظام رئيس نظميه است . از اين مست‌ها و عربده‌كشها روزى نيست كه در قزوين دستگير نشود . اين هم يكى از آنها . تنبيه و حبس شد ، ديگر رفتن به تلگرافخانه و جعل دروغ لازم نبود . كو هيجان ، كو بلوا . يا جلوگيرى از اين اشرار بكنيد ( يعنى كارگزار و رئيس نظميه ) يا من خودم جلوگيرى مىكنم . از اين طرف جوابهاى طهران هم مبنى بر توبيخ و سرزنش براى حضرات آمد و خيلى به دماغ انجمن و غيره خورد كه مورد سرزنش دو طرف شدند .

واقعهء ديگر

در اين بين اتفاق ديگرى افتاد . به قونسلگرى اطلاع رسيد كه دو نفر قاچاق روس جزو مجاهدين كه اردبيل رفته بودند مىآيند . لدى الورود داراب ميرزا به كاروانسراى مسكن آنها رفت تمام را معاينه كرد نيافت . بناى تفحص را گذاشت ، توى طويله يك نفر را پيدا كرد . بيرون آورد ديد روس است به لباس مجاهد . چند نفر ارمنى مجاهد حمايت كردند او هم حكم به قزاق كرد تا ممكن بود شلاق زدند و برد به قنسولگرى . يكى ديگر را غياث نظام دستور العمل داد عمامهء سبز به سرش گذاشته با عبا و نعلين به يك خانه جنب منزل خودش نقل كردند و حضرات ملتفت شدند و داراب ميرزا رفت دو ساعته اتمام حجت كرد يا بدهند يا خودش دستگير خواهد كرد . داراب ميرزا خودش مىگفت من بيشتر بدم از اين آمد كه شرف دين اسلام و علما را هتك كردند كه روس را عمامه به سر گذاشته به لباس علما در بردند . اين را هم تسليم كردند . آن وقت شكايت به طهران كردند . كارگزار و غياث نظام هر دو عزل شدند ، بلكه قونسل مىگفت حاكم و ديگران هم بايد عزل شوند . بارى قونسل به من گفت اين دو نفر سرباز بودند و شش ، هفت سال است فرارى [ اند . ] در اين مدت چندين اسم جعلى به خود گذاشته مورث تقلبات و خيانات زياد بايد شده باشند . از جيب و بغل آنها هم نوشتجات زياد به خط روسى و ايرانى بيرون آمد كه جماعت زيادى را متهم مىدارد كه متقلب و مفسده‌جو و شرطلب هستند . از آن جمله در تلگرافخانهء انگليس چند نفر ، در بانك روس ما يك نفر و از ايرانيها چندين نفر . تمام اسناد را طهران به سفارت فرستادم . خود اينها هم به روسيه بايد بروند . چرا بايد رؤساى جاهل ايرانى از اين قبيل اشخاص حمايت كنند و آنها را به داخلهء ايران راه بدهند .