تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2994

مساهمون:

ص٢٩٩٤

غضنفر خان رئيس نظميه

رئيس نظميهء تازه غضنفر خان نامى است برادر دكتر امير خان . معاونش پسر كوچك قوام دفتر مستوفى بناخانه . لدى الورود هم از امتحان فواحش شهر كه جزو اعظم تكليفات رئيس نظميه است سوزنك گرفته [ است ] فريادش به آسمان مىرسد و از منزل حركت نمىكند .

نايب الصدر رئيس عدليه

رئيس عدليه نايب الصدر بود ، از او تظلم كردند عزل شد . به جاى او برادر اديب التجار اصفهانى وكيل قزوين را بواسطهء درخواست اديب التجار از بادكوبه احضار كردند و رئيس عدليه شد . اسمش ميرزا عبد الحسين است . شغلش در آنجا دلالى قند بود . آدم متين خوش‌روئى است . خيلى هم مىگويند مقدس است . اما هيچ آگاهى بلكه بوئى از قوانين عدليهء سابق و حاليهء ايران و فرنگستان به مشامش نرسيده . اما از قندفروشى و ترتيبات آن بىاطلاع نيست . جلال الممالك آشناى خودمان را معاون فرستاده‌اند . يا اين معاون هم مثل اوست يا ميل ندارد بعضى اصلاحات كند كه به نام رئيس تمام شود . هيچ نمىگويد .

رفعت السلطان رئيس شعبهء تجارت

رفعت السلطان خودمان در عدليه رئيس شعبهء تجارت است و بيشتر بلكه تمام كارهاى عدليه را هم او مىكند . اين رفعت السلطان ماشاء اللّه زرنگ است و تمام اهل قزوين را مسخر خود كرده تا [ چه ] برسد به عدليه و به هر كار مايل باشد ولو عزل حاكم هم باشد از عهده برمىآيد . در قزوين صاحب نفوذ بسيار شده . اگر انشاء اللّه باقى باشد اول شخص مىشود .

وضع عدليهء قزوين

آنچه در قوانين عدليهء طهران اصلاحات شده در اينجا معمول نيست . قونسل روس مىگفت اگر مرا به اين عدليه احضار كنند تا به آمريك فرار مىكنم و اينجا نمىروم و حقيقة راست مىگفت . بسيار بسيار مغشوش است و هيچ قوانين موقتى طهران اينجا جارى نيست . مثلا طهران ده يك و ده نيم را چنانچه ذكر كرديم منسوخ نمودند اينجا باز جارى است . وقتى كه من تعرض كردم گفتند اين براى عدليه صرفه دارد . طهران از وكالت نامه پنج هزار دريافت مىكنند اينجا مدعى به را ميزان قرار داده صد تومان دو هزار