تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2985

مساهمون:

ص٢٩٨٥

عيد روسها

عيد روسها است . ده دوازده روز طول مىكشد . روسها خيلى عيد دارند . ده پانزده عيد تا حال كه در قزوين بودند جشن گرفتند . اين عيد تجديد سال نو است و با ساير فرنگيها چندين روز فاصله دارد . شب مرا قونسل به « كلب » « 1 » دعوت كرده بود . در كلب « آرب دو نوول » « 2 » تهيه ديده بودند . انگليسيها « كريس موس ترى » « 3 » مىگويند ، يعنى درخت عيد . دو ساعت از شب رفته به قونسلگرى رفتم . هشت نفر از بچه‌هاى ايرانيها مهمان « آرب دو نوول » بودند و آنجا حاضر شده بودند . قونسل خيلى خوش‌برخورد و مبادى آداب است . به واسطهء دانستن فارسى بدون مترجم با همه صحبت مىدارد . از آنجا اتفاقا « كلب » رفتيم . گل هم زياد بود . اين كلوب را از روزى كه سپاه روس آمده درست كرده‌اند به مباشرت يك نفر زن پير فرتوت روس ، محل عيش و قمار و راحت صاحب‌منصبان است . ناهار و شام را هم غالبا آنجا مىخورند . دم در « كلب » داراب ميرزا را معرفى كرده بعد داخل اطاقها شديم . جمعى ديگر از صاحب‌منصبان را معرفى كرد ، از آن جمله دو سه نفر مسلمان بودند كه تركى خوب حرف مىزدند . غذا ، ميوه ، شيرينى ، آجيل ، مشروبات ، چاى همه چيز روى ميزها چيده بودند . در يك اطاق هم چهار ميز و آلات قمار بود كه صاحب منصبان پير مشغول قمار بودند . داراب ميرزا نزد من آمده صحبت كرد . خيلى ميل دارد به همراهى من الموت بيايد و عجله داشت من زودتر بروم . شكارچى است و مىخواهد الموت شكار خرس كند . قونسل دو فنجان بزرگ روسى به ما چاى داد . بعد درب اطاق « آرب دو نوول » باز شد يك نفر از صاحب‌منصبان خودش را به شكل عجيبى ساخته بود كه « لآى برف » مىناميدند . از يك پارچه كه مثل پوست خرس يا حيوان ديگر بود . كلاه سفيدى و جبهء بلندى و كفش دهاتى ضخيمى بركرده بود ، با يك چماق خيلى كلفت به دست بيرون آمد . يك مرتبه بچه‌هاى فرنگى و ايرانى رم كرده و چندين قدم دور شده هر يك پناه به مردى بردند . بچه‌ها را اندكى آرام كرده داخل اطاق كردند . بعد دستهاى آنها را به همديگر داده يك صاحب‌منصب سردسته ، ديگرى پشت دسته به صداى موزيك دور درخت به شكل حلقه رقص مىكردند و پاى به زمين مىكوفتند . سايرين از گلهاى كاغذى به سر و صورت بچه‌ها و زنها و مردها مىپاشيدند . از آتش‌بازيهاى الكتريكى آتش زده به دست هركس مىدادند . « آقاى برف » هم با آن هيكل ميان بچه‌ها كه رام شده
هامش
( 1 ) . ( - كلوب ) . ( 2 ) .arbre de Noel( 3 ) .Chrismas tree