عمومى . اگر عرض شخصى داريد محل تظلم آن عدليهء قزوين است نه محضر حكومت .
اگر تظلم عمومى داريد كه راجع به مصالح حكومتى است اول وكالتنامه ابراز كنيد آن وقت بناى سخن را بگذاريد . حكومت جليله بعد از اين گفتگو سر افتاد و گفت وكالتنامه بدهيد . ملا فرج گفت وكالتنامهء من در خانه مانده . معلوم شد ندارد براى اين كه صبح خبرش كرده بودند .
وكالت ملا شعبان
ملا شعبان وكالتنامهاى از اهالى بالا رودبار درآورد كه نوشته بود شما وكيل هستيد برويد با حضرت و الا عز الدوله و حاجى افخم الدوله و ابو القاسم خان در عدليهء محترمه براى تعديات وارده گفتگو كنيد و هشت مهر منحوس بيش نداشت . من دست گرفته بلند قرائت كردم و جواب دادم اولا بالا رودبار الموت ناحيهء بزرگى است . شانزده آبادى دارد كه اغلب آنها صد خانوار است . به هشت مهر برنجى نمىتوان تصديق صحت آن را نمود .
در حالى كه صاحبان امهار غير معروف [ اند ] ، نه شهادت نايب الحكومه را دارد ، نه تمبر عدليه ، نه . [ آنكه ] يك عالم معروفى تصديق كرده باشد . ثانيا اينجا از تعديات شاهزاده و افخم الدوله و ابو القاسم خان به شما وكالت مىدهد . بر فرض صحت وكالت برويد طهران با آنها در عدليه گفتگو كنيد ، چه ربط به من و املاك دارد . همه تصديق كردند . آقايان گفتند ساير وكلا حاضر نبودند روز دوشنبه با وكالتنامههاى صحيح مىآئيم . متفرقه صحبت زياد شد بعد رفتيم . شب پيغام دادند خودمان خدمت رسيده اصلاح مىكنيم .
ميرزا حسين طبيب و تقلب در رأى
سهشنبه 25 - ميرزا حسين طبيب و ميرزا عباسقلى خان نام كه از عهد امجد الدوله اينجا مانده بودند دستگير [ شدند ] و تحت الحفظ طهران بردند . گويا اينجا مشغول فتنه بودند . اين ميرزا حسين در وقتى كه مجاهدين اينجا آمدند رئيس كميسيون جرائم ، اى واى نه ، كميسيون اعانه بود . به سر اهل شهر خودش بلائى آورد كه به وصف نمىآيد .
حتى اشخاصى را كه خيلى فقير بودند و مجاهدين يا سپهدار بخشيده بودند او راضى نشده و جريمه را گرفت . بعد كه بناى فرستادن وكيل شد تقلبى كرد . پشت جعبهء آرا را باز كرده چندين رأى جعلى به اسم خودش داخل كرد . مردم ملتفت شدند نزديك شد آقا را به آن دنيا روانه كنند . از انجمن نظار خارج و منكوب شد . حالا براى اينكه نه وكيل شد نه رئيس انجمن ولايتى دست به نغمهء ديگر زده بود . افسوس زود ملتفت شده تبعيد شد .