ملك و املاكش را ببرند بخورند . صدق الدوله در اين مدت يك مرتبه از من نپرسيد و با آنها روبهرو نكرد .
حرفهاى روسها
بعد صحبت زياد كرديم . مىگفت يپرم به قراجهداغ نزديك است برسد يا رسيده .
قشون روس هم از آستارا تا اردبيل از آنجا سراب تا تبريز دسته به دسته در راه براى مستحفظى گذاشته شده . راه امن و عبور و مرور در كمال خوبى است . آن وقت صحبت از سمت جنوب شد . مىگفت آنجاها خيلى خيلى مغشوشتر از سمت شمال است . فقط انگليسها دويست سيصد نفر سرباز در شيراز دارند . آن وقت پفى كرد و گفت اين انگليسيها آخر ما را گول مىزنند و خودشان نتيجه را مىبرند . تمام حفظ ايران را به ما واگذار كردند ، ما را داخل نمودند ، اسباب عداوت ايرانيها را فراهم كردند ، در صورتى كه تمام اين مشروطه و اين اغتشاش را آنها باعث شدند و ايران را بدين روز انداختند . حالا از دور نشسته تماشا مىكنند تا نتيجه حاصل شود . آن وقت گفت من اين را نمىگويم تمام سياسيون روس و تمام روزنامهجات اين عقيده را دارند و متصل افسوس مىخورند كه چرا فريب خورديم و معاهده كرديم !
الاقاپى و وضع ادارات
روز شنبه صبح موثق ديوان آمد كه صدق الدوله را ديدم . امروز عصر الموتيها را خبر كرد شما هم برويد تا حضورا جواب و سؤال بشود . سه ساعت به غروب مانده كه از بازديد حاجى مجتهد مراجعت كردم الاقاپى رفتم . تمام اين عمارت خراب شده . همه ادارات هم با اين خرابى از پستخانه ، نظميه ، عدليه ، امنيه ، كارگزارى ، حكومت حتى انجمن ولايتى ، انجمن معارف اينجا منزل دارند . سهم صدق الدوله سه اطاق بيش نيست .
در عمارت شاهى يك دانهء آن را هم معاون حكومت سلطان احمد خان تصاحب كرده كه امروز سماور را توى اطاق خودش گذاشته بودند . مىگفت يك وقت تمام اين عمارات مال حاكم بود حالا حاكم بيچاره دو اطاق بيش ندارد .
دو نفر از الموت
از الموتيها دو نفر بيشتر حاضر نشده بودند . يكى ملا شعبان بالاروچى ، ديگر ملا فرج الله آتانى . عنوان مطلب شد . يك قدرى از تعديات گفتند و يك قدرى از ملك كه مال رعيت است . من جواب دادم عرض شما از دو قسم خارج نيست . يكى شخصى ، ديگر