تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2935

مساهمون:

ص٢٩٣٥
همين كار را كرده « 1 » و اسباب مضمونى شده است كه حساب ندارد .

امير مكرم لاريجانى

بنويسم يك نغمهء تازه كه چند روز است در ميان مردم صحبت مىشود . امير مكرم لاريجانى از طهران دو ماه بيشتر است كه به قهر رفت . گويا خواهشهاى زيادى كرده بود . سپهدار قبول نكرد و او قهر نمود . اين مدت با امير اسعد پسر سپهدار گويا مشغول ترتيباتى بود . اين است كه مىگويند امير اسعد مصدق الممالك را كه سپهدار به سركردگى خواجه‌وند فرستاده بود گرفته چوب مفصلى زده و تمام خواجه‌وند را با خود بيعت داده و براى پدرش نوشته ايران مال تو ، تنكابون و اين‌جاها مال من . امير مكرم هم به سمت سارى و بارفروش خودش يا سوارش رفته و آنجاها را مغشوش كرده انجمن را بسته . باز شهرت دارد آملى و حاجى آقا على اكبر را از قريهء خرت رودبار نور مستخلص نموده و نزد خودش آورده است .

صولت الدوله - اصفهان

به دستور العمل باطنى ضرغام السلطنه ، با وكيل قشقائى دويست سوار به طهران مىآيد . سردار اسعد به خشم گفته سوار قشقائى براى چه در بيضا و حوالى فارس تشريف دارند و با امير مفخم بختيارى صحبتها كرده‌اند . العلم عند الله . در اصفهان يك نفرى را آقانجفى محكوم به قتل فرموده بودند حكومت مسامحه مىكند . كسان آقا كمين كرده وقتى كه از خانه بيرون مىآيد تكه‌تكه‌اش مىكنند . ديگر آدم در ايران خون ندارد . در اردبيل و زنجان متجاوز از هزار نفر كشته شده . بد اوضاعى است . روز خوش ديده نمىشود . ديگر آسايش نيست . روز به روز بدتر مىشود .

نامهء عماد السلطنه دربارهء ابلاغ نيابت سلطنت

چهارشنبه دهم - صبح گفتند آقاى عماد السلطنه درب خانه احضار شده‌اند . مىدانستيم ديروز نايب السلطنه تعيين شده و گمان كرديم خودشان اينجا تشريف مىآورند ، ليكن بعد از ظهر دستخط ايشان زيارت شد كه من عين آن مرقومه را در اينجا ثبت مىكنم . فدايت شوم ، آن روز سپرديد كه وضع افتتاح مجلس شوراى ملى را كه حضور داشتم
هامش
( 1 ) - يعنى روز افتتاح مجلس ( صفحهء 2926 ديده شود ) .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2935 | قهرمان ميرزا عين السلطنه