را سنگر مىكنند و تا فردا مقارن ظهر با همه توپها و بمبها مقاومت كرده بعد مضمحل مىشوند . قشون دولتى خانهء اسعد الدوله را تاراج مىكند كه به قدر دويست هزار تومان مال بوده . بعد حضرات را كه همانجا بودند و سابقا اسامى آنها را نوشتم بعلاوهء امام جمعه و نظام العلماء و جمعى ديگر از اواسط دستگير [ مىشوند ] . آن وقت جار مىزنند اسلحه را بدهيد در امان هستيد . مردم اسلحه را مىدهند . اما چهارصد نفر را پس از دادن اسلحه دستگير و حبس كردند . شب ديگر چراغان كردند و روز بعد دارى در جلوى سر درب عمارت حكومتى برپا كرده [ اند ] . فعلا دويست و بيست هزار تومان پول خواستهاند تا بعد از اخذ وجه كداميك را به دار بزنند . آخوند هنوز دستگير نشده . چنين شهرت دارد كه اگر دستگير شود حكما به دار مىزنند .
اردبيل
اما اردبيل . رشيد الملك و سايرين و آنها كه از گيلان حركت كردند تاكنون نرسيدهاند .
اما قشون روس يكى دو هزار نفر وارد شده [ اند ] . اعلان مفصلى هم روسها درب قونسلخانه نصب كردند . رحيم خان هم مثل يك سلطانى آنجا رفته خسارت ده دوازده نفر تبعهء روس را داد و شايد خودش هم تبعه شده باشد و به سمت قراجهداغ با ليثها و فارسهاى « 1 » پدرسوخته رفت . شاهسون هم مطمئن از روسها شده دسته دسته مىروند . از قرار معلوم اموال خود را هم به خاك روس فرستادهاند . اما اين ناكسها ، اين ظالمها ، اين وطن خرابكنها چه بيدادى در اردبيل كردهاند ، بايد دو سه مكتوب كه در روزنامهء « ايران نو » نوشته خواند . حقيقة آدم گريهاش مىگيرد . تمام زنهاى مردم كه در قونسلخانهء روس بودند بدون مقنعه و چادر در صحن قونسلگرى ويلان بودند . چقدر زن و بچهء مردم بىگناه كشته شد . هيچ چيزى هم براى هيچكس باقى نگذاشتهاند . مقصود آنها همين چاپيدن و بعد آمدن روس و گرفتن تأمين بود . قشون ما هم كه مورچه سوار بود .
رشيد الملك يك آدم بدذات شيطان پدرسوخته است . تمام را همان تلگراف مىكند ، هميشه كار كه تمام مىشود مىرود .
نقاش ( پدر و پسر )
سهشنبه نهم - استيناف تمام نشد . يعنى راپرت را نمىدهند . نقاشى شعاع الدين ميرزا پيدا كرده سيد است ، پسر سيد نقاش كه شكل بزرگى كه در مقبرهء ناصر الدين شاه گذاشته
هامش
( 1 ) - اشاره است به القابى كه با ليث و فارس تركيب شده .